مدرس حوزه علمیه مشهد مقدس، با ارائه مقدمهای در باب معنای تناقض، گفت: علم را به دو دسته حصولی و حضوری تقسیم میکنند. علم حضوری آن علمی است که خود معلوم پیش عالم حاضر است؛ مثلا کسی که تب کرده، این حرارت در بدن را نزد خود حاضر میبیند و این علم حضوری است که او نسبت به آن تب دارد. همین فرد یک هفته بعد که از این تب فارغ شد، صورتی از این تب در ذهن خود دارد که این صورت ذهنی او، علم حصولی است. به عبارتی دیگر، علومی که با واسطه در اختیار ما هستند، از نوع علم حصولی هستند.
مدرس مکتب جامعةالرضویة در ادامه سخنانش به تقسیمبندی علم حصولی و توضیح در اینباره پرداخت و گفت: علم حصولی گاهی اوقات تصحیح و اذعان نسبت به یک رابطه است، مثلا اینکه حسن نشست، ما نسبت به این امور تصدیق داریم. اما زمانی مفاهیمی داریم که نسبتی در آن نیست، مثلا آسمان آبی، این دسته را علم حصولی تصوری میگوییم. در واقع تصور، مفاهیم کلی و جزئی است که در ذهن ما میآید.
نویسنده کتب «سهوالنبی»: |
زمانی بین دو مفهوم کلی «تساوی» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه این دو تساوی است؛ زیرا هر انسانی ناطق و هر ناطقی انسان است. گاهی اوقات در هیچ مصداقی بین دو مفهوم کلی ارتباط برقرار نیست که به این نمونه «تباین» میگویند |
وی در ادامه به بیان رابطه میان مفاهیم پرداخت و تأکید کرد: زمانی بین دو مفهوم کلی، رابطه «تساوی» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه این دو تساوی است؛ زیرا هر انسانی ناطق و هر ناطقی انسان است. گاهی اوقات در هیچ مصداقی بین دو مفهوم کلی ارتباطی برقرار نیست که به این نمونه «تباین» میگویند؛ مثلا سنگ و درخت؛ یعنی هیچ سنگی درخت نیست و هیچ درختی هم سنگ نیست، به عبارتی بین اینها تباین وجود دارد. دو وجه دیگر هم عام و خاص مطلق و من وجه هست که مربوط به بحث ما نمیشود.
وی در ادامه سخنانش به تقسیمبندی مفاهیم کلی متباین پرداخت و گفت: مفاهیم کلی متباین را به انواعی تقسیم میکنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان که دو قسم اول آن مربوط به این بحث نیست، اما نوع سوم را بررسی میکنیم؛ یعنی دو مفهوم کلی که بین آنها تقابل است.
نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» به بررسی اقسام مفاهیم کلی متقابل پرداخت و تصریح کرد: یک قسم از آن تقابل سلب و ایجاب است که ما از آن به تقابل متناقضین یا نقیضین تعبیر میکنیم. در واقع دو مفهوم کلی که با هم تباین دارند و تباینشان از قسم تقابل است و آن هم تقابل سلب و ایجاب یا تقابل متناقضین هستند. اینها هیچوقت هر دو در یک شیء جمع نمیشوند و از یک شیء هم هر دو مرتفع نمیشوند. مثلا نمیتوان یک شیء را یافت که نه انسان باشد و نه لا انسان، این تقابل متناقض است، به تعبیری لایجتمعان و لایرتفعان هستند.
نویسنده کتاب «سهوالنبی(ص)» افزود: نوع دیگری از تباین است که از آن تعبیر به تضاد میشود؛ یعنی دو مفهوم کلی که لایجتمعان اما و قد یرتفعان هستند؛ یعنی دو تا با هم جمع نمیشوند، اما ممکن است هر دو با هم در یک شیء نباشند؛ مثلا سیاهی و سفیدی. نمیشود یک شیء هم سفید باشد و هم سیاه، پس جمع نمیشوند، اما ممکن است که نه سفید باشد و نه سیاه، پس رفع میشوند. اما تقابل تضایف و دیگر شقوق، مربوط به بحث ما نیست و از آن میگذریم.
در مجموع یعقوبیان در این بخش از سخنان خود با بیان مفاهیمی از عظمت قرآن کریم به بررسی مقدماتی برای ورود به مسئله تناقض در آیات پرداخت و در این بخش با دستهبندی علوم حصولی و حضوری و انشعابات آنها بحث را به بررسی انواع تباین در مفاهیم کلی تصورات کشاند. اما در ادامه این گفتوگو، ایشان به بررسی اینگونه مسائل در تصدیقات میپردازد تا اینکه بحث اصلی خود را در قالب آیات بیان کند.
این گفتوگو ادامه دارد ... .