u هم پویه گان باد

دانش دو گونه است : در طبیعت سرشته ، و به گوش هشته ، و به گوش هشته سود ندهد اگر در طبیعت سرشته نبود . [نهج البلاغه]

پنجشنبه 3 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مدیریت وبلاگ

:: پست الکترونیک

:: شناسنامه

:: کل بازدیدها: 925

:: بازدیدهای امروز :0

:: بازدیدهای دیروز :4

vدرباره خودم

هم پویه گان باد

vپیوندهای روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 

v لینک وبلاگ دوستان

فرش دل
قرآن و حدیث
موج قبله نما

v لوگوی وبلاگ دوستان


   1   2   3      >

!   + مصاحبه(گزاره های سمبولیک قرآن)

پنجشنبه 13/4/1387 ::  ساعت 5:40 عصر


























ارسال به دوستان نسخه چاپی خبر
چهارشنبه 12 تیر 1387 13:44:29             شماره‌ خبر :267254
بررسی گزاره‌های تمثیلی در قرآن کریم/ 1
علامه «سیدشرف‌الدین» آیه 172 سوره اعراف را تمثیلی می‌داند

گروه اندیشه: علامه «سیدعبدالحسین شرف‌الدین» آیه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثیل دانسته تا ذهن به ایمان و اعتقاد نزدیک شود و نیز تنوع در بیان و دلیل باشد.







حجت‌الاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان»، مدرس حوزه علمیه مشهد

حجت‌الاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان» در گفت‌وگو با سرویس اندیشه و علم خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، به بررسی موضوع گزاره‌های تمثیلی (سمبلیک) در قرآن کریم پرداخت و گفت: برخی از مسائل مطرح شده در قصص قرآن کریم، محل تأمل بیشتری است. به عنوان مثال مسائلی از قبیل: خلافت انسان، سجده فرشتگان، دمیدن روح الهی در آدم(ع)، خلقت همسر برای آدم(ع)، اسکان در بهشت، عصیان، توبه، هبوط، درخت ممنوعه و مانند آن در داستان آدم(ع)، یا گزارش تبدیل شدن عصای موسی(ع) به اژدها در موردی و تبدیل شدن آن به مار در مورد دیگر و سایر اختلاف در گزارش قصص قرآنی.


مدرس حوزه علمیه مشهد با بیان این مطلب که مشهور مفسران با حفظ ظواهر و تاریخی دانستن داستان، به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و به برخی شبهات مطرح شده نیز پاسخ داده‌اند، تصریح کرد: در داستان حضرت آدم(ع) برخی با حفظ ظواهر داستان به پاسخ برخی شبهات پرداخته‌اند. برخی نیز با نوعی پنداشتن آدم(ع) تحلیل دیگری ارائه کرده‌اند و بالاخره گروهی از مفسران با تمثیلی دانستن حادثه و نمادین گرفتن داستان به تحلیل آن پرداخته‌اند.


نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» تفسیر تمثیلی را نسبت به برخی از آیات در میان مفسران پدیده‌ای جدید ندانست و بیان کرد: این مسئله در گذشته‌های دور تاریخ نیز سابقه دارد. «محمدبن جریر طبری» به نقل «مجاهد» در ذیل آیه شریفه «إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَن یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ و [یاد کن] هنگامى را که حواریون گفتند اى عیسى پسر مریم آیا پروردگارت مى‏تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عیسى] گفت اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.» (سوره مبارکه المائدة، آیه شریفه 112) می‌نویسد: «گروهی گفته‌اند خداوند بر بنی‌اسرائیل مائده‌ای نازل نکرد، اینان خود به چند دسته تقسیم شده‌اند؛ برخی گفته‌اند این آیه مثلی است که خداوند برای بندگانش ذکر کرده است تا از پیامبر(ص) درخواست معجزه نکنند، مجاهد از این گروه است. او گفته است این مثل است و خداوند مائده‌ای نازل نکرده است.»


مدرس مکتب جامعةالرضویة در مقام بیان نمونه‌ای دیگر از این تفسیر در قرون گذشته برآمد و افزود: ابن‌کثیر از عطاءبن‌ریاح یا عطاءبن‌مسلم در ذیل آیه 143 از سوره مبارکه بقره؛ «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ ?243?؛ آیا از [حال] کسانى که از بیم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نیافتى، پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپارید آن‌گاه آنان را زنده کرد. آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است، ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى‏کنند.» نقل کرده است: «قال ابن جریح عن عطاء قال: هذا مثلٌ یعنی انها ضرب مثلٌ لا قصة وقعت»


یعقوبیان هم‌چنین مثال‌های دیگری را نیز در این‌باره برشمرد و گفت: در تفسیر فخر رازی از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوی ابراهیم(ع) مثال است. جارالله زمخشری در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثیل می‌داند. او آیه امانت را نیز از همین قبیل می‌داند. هم‌چنین «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «این قصه به صورت تمثیل وارد شده است و درباره روش تمثیلی توضیح داده است که بهترین شیوه تأویل در این قصه تمثیل است.»







 یعقوبیان:
در تفسیر فخر رازی از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوی ابراهیم(ع) مثال است. جارالله زمخشری در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثیل می‌داند. او آیه امانت را نیز از همین قبیل می‌داند. هم‌چنین «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «این قصه به صورت تمثیل وارد شده است و درباره روش تمثیلی توضیح داده است که بهترین شیوه تأویل در این قصه تمثیل است.»

نویسنده مقاله «نفاق یا شخصیت پنهان» در ادامه نظر «سیدعبدالحسین شرف‌الدین» را بیان و تأکید کرد: سیدشرف‌الدین درباره آیه اخذ میثاق؛ «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ?172?؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.» می‌گوید: «این آیه به صورت تمثیل است تا ذهن را به ایمان و اعتقاد نزدیک کند و نیز تنوع در بیان و دلیل است.»


یعقوبیان در پاسخ به این سؤال که اولین بار این نظریه از سوی چه شخصی بیان شد؟، گفت: «محمد احمد خلف‌الله» نظریه تمثیل را به عنوان یک تئوری در تفسیر قصه‌های قرآن کریم برای نخستین بار مطرح کرد. او که رساله دکترای خویش را با عنوان «الفن القصصی فی القرآن الکریم» ارائه کرده بود، با اعتراض‌ها و ردیه‌های فراوانی مواجه شد و رساله او بدین جهت مورد قبول هیئت علمی قرار نگرفت.


مدرس حوزه علمیه مشهد با اشاره به این مطلب که «خلف‌الله» داستا‌ن‌های قرآنی را به سه نوع؛ تاریخی، تمثیلی و اسطوره‌ای تقسیم می‌کند و به بیان نمونه‌هایی از هر کدام در قرآن کریم می‌پردازد، اظهار کرد: به نظر وی داستان تاریخی، داستانی است که محور آن شخصیت‌های تاریخی؛ مانند انبیا(ع) هستند. وی هدف از بیان این نوع داستان‌ها را در قرآن کریم، ذکر حقایق تاریخی صحیح نمی‌داند. دلیل وی بر این نظریه وجود نکات ادبی و هنری در آیات و تأثیر خاص آن‌ها در عواطف و احساسات شنوندگان و اختلاف‌های موجود در آیات در نوع تبیین برخی داستان‌هاست.


وی با اشاره به این مطلب که نوع دوم داستان‌های قرآنی به نظر خلف‌الله داستان‌های تمثیلی است، افزود: به نظر خلف‌الله این‌ها قصص تخیلی و فرضی هستند که برای بیان، در روشن‌سازی مطالب دیگری که مقصود اصلی مؤلف یا گوینده است به کار می‌روند، در نتیجه ضرورتی ندارد که این داستان‌ها حاکی از رویدادهای واقعی باشد. البته تفاوت این قسم از قسم سابق در آن است که داستا‌ن‌های سابق (تاریخی) در ذهن مردم وجود دارد و قرآن کریم همان قصص را نقل می‌فرماید تا آنان پیامبر(ص) را تکذیب نکنند. اما قصص تمثیلی، داستان‌هایی فرضی هستند که مردم از آن‌ها اطلاعی ندارند.


یعقوبیان در توضیح نوع سوم این تقسیم‌بندی این‌گونه سخن گفت: به زعم خلف‌الله، نوع سوم داستان‌های قرآنی، قصص اسطوره‌ای است که در آن به امور فرضی و خیالی صرف اشاره شده است که هیچ بهره‌ای از واقعیت ندارد. عبارت خلف‌الله چنین است: «... احدانا مفروضیة او متخیلة و قد تناول القرآن هذا اللون من الاحداث و عرضه العرض الذی تتحقق به االاغراض المرادة من القص.» چنان‌چه ملاحضه می‌کنید، گرچه او داستان‌های قرآن را به سه نوع تقسیم می‌کند، لیکن نگرش اسطوره‌ای خود را به نوع سوم محدود نمی‌کند، بلکه به هر سه نوع سرایت می‌دهد. حتی نوع اول را نیز مخلوط با نوع اسطوره‌ای می‌داند؛ چون می‌گوید نوع تاریخی هم با باورهای اسطوره‌ای متناسب است.



































عنوان‌های خبری




































دسترسی موضوعی به اخبار






شعب داخلی


























خوزستان
خراسان رضوی
منطقه شمال غرب کشور
فارس
مرکزی
مازندران
کرمان
قم
سیستان و بلو‌چستان
همدان
خراسان جنوبی
اصفهان






شعب خارجی
















منطقه بالکان
جمهوری آذربایجان
ترکیه
افغانستان
لبنان
سوریه
قرقیزستان






شعب سازمانی




موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث






خدمات




























جستجوی پیشرفته
پیوندها
پیشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسیرقرآن مقام معظم رهبری
سیری در حقایق وحی
ثبت نام خبرنگاران افتخاری
دو هفته نامه رایحه
متن کامل قرآن کریم
نوای قرآن
FLASH احادیث روز







E-Mail: info@iqna.ir
2003 - 2006 Iranian Quran News Agency.

¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + مصاحبه با ایکنا

پنجشنبه 13/4/1387 ::  ساعت 5:38 عصر






سرویس اندیشه و علم





‌ علامه «سیدشرف‌الدین» آیه 172 سوره اعراف را تمثیلی می‌داند
گروه اندیشه: علامه «سیدعبدالحسین شرف‌الدین» آیه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثیل دانسته تا ذهن به ایمان و اعتقاد نزدیک شود و نیز تنوع در بیان و دلیل باشد.

¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + ادامه بخش 3

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:31 عصر

وی افزود: علامه طباطبایی معتقد است در سوره سجده که می‌فرماید هزار سال، هزار سال فقط به زمان عروج اشاره دارد. روز قیامت زمان عروج است و عروج ملائکه هزار سال به طول می‌انجامد. اما در سوره معارج بحث عروج نیست، بلکه بحث نزول ملائکه، مکث در زمین و عروج به آسمان است که پنجاه هزار سال طول می‌کشد. پس نزول، مکث و عروج؛ محتوا و مضمون آیه چهارم سوره معارج است که زمان را توسعه داده و پنجاه هزار سال شده است. اما صرف عروج، هزار است که در سوره سجده بیان شده است. علامه طباطبایی در این‌جا با تعدد در زمان و مکان خواستند این تناقض را رفع کنند.


نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» به بیان نظر آیت‌الله معرفت در این زمینه پرداخت و اشاره کرد: آیت‌الله معرفت در کتاب «شبهات و ردود» که هم به شبهات و هم به آیات موهن به تناقض پرداخته است در ص257این کتاب، این‌گونه توجیه می‌کند که ابتدا روایتی را که بیان شد عنوان می‌کند. اما توجیه دیگر ایشان این است که بررسی عمل بندگان در کره زمین هزار سال به طول می‌انجامد. اما رسیدگی همه ماسوی الله پنجاه هزار سال به طول می‌انجامد. اما هیچ دلیلی برای این توجیه نیاورده و تنها صرف یک ادعا است.


یعقوبیان نگاهی هم به نظر شهید آیت‌الله «سیدمحمدباقر صدر» انداخت و بیان کرد: مرحوم شهید صدر بیانی دارد که در کتاب «سنت‌های تاریخ در قرآن» (ص 126) به این بحث پرداخته است. ایشان در این کتاب بین آیه 47 سوره مبارکه حج با آیه 4 تا 8 سوره مبارکه معارج به بحث نشسته است. علامه شهید صدر می‌گوید سوره مبارکه حج به سنت‌های الهی در تاریخ اشاره دارد؛ یعنی زمانی که به آیه نگاه می‌کنید مشرکین آمدند و گفتند که ما نه به تو اعتقاد داریم و نه کتاب تو را قبول داریم. با این حال، تو ما را تهدید به عذاب می‌‌کنی.







 مدرس مکتب جامعةالرضویة:
آیت‌الله معرفت معتقد است که بررسی عمل بندگان در کره زمین هزار سال به طول می‌انجامد. اما رسیدگی همه ماسوی الله پنجاه هزار سال به طول می‌انجامد. اما هیچ دلیلی برای این توجیه نیاورده و تنها صرف یک ادعا است

وی در ادامه افزود: خداوند متعال می‌فرماید که این‌ها خیلی عجله در عذاب می‌کنند، اما به این‌‌ها بگو یک سرعت عادی محسوس بشری است و یک سرعت تاریخی و الهی است؛ به عبارتی یک روز حوصله خدا اندازه هزار سال شماست. پس خیلی ناراحت نباشید؛ زیرا اگر بشر مخالف فطرت عمل کند، چه بخواهد و چه نخواهد باید تبعاتش را بپردازد.


مدرس حوزه علمیه مشهد گفت: ممکن است بشر مدتی با انحرافات جنسی جلوی ازدواج را بگیرد و بگوید ازدواج چیست؟ ما با انحرافات جنسی کار خود را حل می‌کنیم. ممکن است زمانی بشر سرپوش بر خواسته‌های فطری خود بگذارد و بگوید من نمی‌خواهم به دین عمل کنم، اصلا دین چیست؟ اما بدانیم که غریزه جنسی طبیعت بشر است و دین هم جزو فطرت بشر است.


وی در پایان این بخش خاطرنشان کرد: دین یک قانون صرف نیست که هر کس دلش خواست عمل کند و هر که نخواست عمل نکند، «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»؛ یعنی گرایش به دین جزو فطرت بشر است و اگر بشر با فطرت خود به مبارزه بپردازد، ممکن است چند روزی را بگذراند، اما باید تبعات آن را هم بپردازد. تبعات آن همان عذاب قیامت و سختی در زندگی دنیاست. در این‌جاست که تعجیل در عذاب کرده و می‌گویند این عذاب کجاست؟ غافل از این‌که سرعت آن‌ها با سرعت خداوند متفاوت است.


این گفت‌وگو ادامه دارد ... .


¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + ادامه گفتگو بخش 3

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:30 عصر















ارسال به دوستان نسخه چاپی خبر
سه شنبه 07 خرداد 1387 10:50:27             شماره‌ خبر :252644
سیری در آیات متناقض‌نمای قرآن کریم(3)
علامه طباطبایی با لحاظ شرط زمانی، به رفع تناقض بین آیات سور «سجده» و «معارج» می‌پردازد

گروه اندیشه: علامه طباطبایی در رفع تناقض بین آیات سور مبارکه «سجده» و «معارج»، عروج ملائکه را هزار سال دانسته و نزول، مکث و عروج آن‌ها را پنجاه هزار سال می‌داند. با این شرط زمانی ایشان به رفع تناقض بین دو آیه پرداخته است.







حجت‌الاسلام والمسلمین ابراهیم یعقوبیان، مدرس حوزه

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، حجت‌الاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان» در بخش قبلی سخنان خود در رابطه با آیات متناقض‌نمای قرآن کریم به بررسی و رفع تناقض بین آیاتی پرداخت که روزهای قیامت را معادل هزار یا پنجاه هزار سال دنیا عنوان کرده‌اند و در این باره تأکید کرد که علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند این مسائل را حل کنند.


این مدرس حوزه در ادامه این گفت‌وگو به بیان روایاتی پرداخت که می‌توانند در رفع این تناقض راه‌گشا باشند. وی در همین مورد گفت: از جمله، روایتی داریم که فردای قیامت هر انسانی باید پنجاه موقف را بگذراند. در واقع باید در پنجاه ایستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. این توجیهی است که در تفسیر نمونه آمده است و نویسنده تفسیر نمونه در این توجیه تنها به روایت اشاره کرده‌ و دلیل دیگری را در این باب بیان نکرده است.
بخش قبلی را این‌جا بخوانید


اینک ادامه این گفت‌وگو تقدیم حضورتان می‌شود.


ابراهیم یعقوبیان در ادامه سخنان خود به بیان نظرات متعدد در رابطه با آیات مورد بحث پرداخت و گفت: آیت‌الله سبحانی در کتاب «منشور جاوید» (ج 9، ص 310) آورده است که روز قیامت 50 موقف دارد و هر موقف هم هزار سال به طول می‌انجامد. در واقع ایشان هم به همین روایات استشهاد کرده است.


نویسنده مقاله «نفاق یا شخصیت پنهان» با اشاره به این مطلب که آیت‌الله جوادی آملی نیز در تفسیر موضوعی خود با عنوان «معاد در قرآن» (ج4 ص 363) همین توجیح را آورده‌اند که ناظر به روایات است، افزود: متکلم معاصر «علی ربانی گلپایگانی» نیز در «عقاید استدلالی» (ج 2 ص 260) همین توجیه را بیان کرده است؛ یعنی روایاتی که اشاره به موقوف‌های مختلف دارند.


مدرس مکتب جامعةالرضویة در ادامه به بررسی نظر علامه طباطبایی پرداخت و اظهار کرد: علامه در «المیزان» چند توجیه دارد. اول همین توجیه را بیان کرده‌اند که دیگر مفسران بیان کردند و ما هم به نقل از آن‌ها پرداختیم. اما توجیه دیگر ایشان آن است که زمان این دو آیه با یک‌دیگر متفاوت است و تناقضی در کار نیست.







 یعقوبیان:
مرحوم شهید صدر بیانی دارد که در کتاب «سنت‌های تاریخ در قرآن» (ص 126) بین آیه سور مبارکه معارج و حج به بحث نشسته‌اند. صدر می‌گوید سوره مبارکه حج به سنت‌های الهی در تاریخ اشاره دارد

وی افزود: علامه طباطبایی معتقد است


¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + ادامه گفتگوی 2

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:28 عصر
















وی گفت: برای نمونه مثالی برای اعتبار زمان بیان می‌کنیم که از دو شخص می‌پرسند که آیا حسن در جلسه حضور داشت یا نه؟ فرد اول پاسخ مثبت و شخص دوم پاسخی منفی می‌دهد. در برداشت ابتدایی سخن این دو شخص متناقض است، اما با لحاظ کردن شرط زمان معین می‌شود که شخص اول قبل از خروج حسن داخل جلسه حضور داشته و پرسش شونده دوم بعد از خروج آن شخص داخل جلسه شده است. با لحاظ کردن شرط زمان این تناقض به سادگی رفع می‌شود.







 یعقوبیان:
روایت داریم که فردای قیامت هر انسانی باید پنجاه موقف را بگذراند. در واقع باید در پنجاه ایستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است.

نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» بیان کرد: پس این‌گونه نیست که زمانی دو گزاره را دیدیم که در ظاهر با هم متناقض هستند، حکم به صحت یکی و رد دیگری کنیم، بلکه باید ابتدا هشت شرط عنوان شده در بحث قضایا را مورد توجه قرار دهیم و بعد از آن به رد یا قبول هر کدام همت گماریم. اگر این هشت شرط به طور واحد در بین دو گزاره رعایت نشد، باید وجهی برای آن در نظر بگیریم.


مدرس مکتب جامعةالرضویة در ادامه سخنانش به بیان مصادیق قرآنی پرداخت و گفت: حال با بیان این مقدمه داخل در بحث قرآن کریم می‌شویم تا ببینیم که در این کتاب عظیم، آیات موهن به تناقض داریم یا آیات موهن به تناقض نداریم. این بحث از زمان امیرالمؤمنین(ع) مطرح بوده است به گونه‌ای که شخصی نزد حضرت امیر(ع) می‌آید و عرض می‌کند که من در قرآن شک می‌کنم؛ زیرا در آن آیات موهن به تناقض می‌بینم. بالاخره یکی از این آیات صحیح است و از این‌جا چون ـ نعوذ بالله ـ دروغ در قرآن می‌بینم، پس نمی‌توانم به این قرآن اعتماد کرده و ایمان بیاورم.


وی افزود: حضرت(ع) فرمودند ای کاش نبودی؛ زیرا نباشی بهتر از آن است که به قرآن شک کنی. این تأکید حضرت امیر(ع) نشان‌دهنده آن است این کلام مُنزَل است و اصلا کلام پیامبر(ص) نیست که بتوان در آن خللی وارد و حتی در آن شک کرد.


وی در ادامه با اشاره به آن دسته از آیاتی که در رابطه با روزهای قیامت در مقابل روزه زمینی بیان شده است، گفت: از جمله آیاتی که درباره آن سخن خواهیم گفت، آیه 5 سوره مبارکه سجده است؛ «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (5)» (کار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمین اداره مى‏کند. آن‌گاه [نتیجه و گزارش آن] در روزى که مقدارش آن‌چنان که شما [آدمیان] برمى‏شمارید هزار سال است به سوى او بالا مى‏رود.)


وی با ارائه مثالی دیگر، افزود: در سوره مبارکه معارج آیه 4 «تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ ?4?» (فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند.) آیه دوم مورد بحث است.


یعقوبیان با بیان این مطلب که این دو آیه مورد توجه همه مفسران بوده است، تأکید کرد: آیه 47 سوره مبارکه حج؛ «وَیَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَن یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ یَوْمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ?47?» (و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏کنند با آن‌که هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى‌کند و در حقیقت یک روز [از قیامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آن‌چه مى‏شمرید.) نیز از دیگر آیاتی است که در این‌باره بیان شده است.







 مدرس حوزه علمیه:
در تفسیر نمونه جلد 25 ص 17 توجیهی ارائه شده است که دو آیه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با یکدیگر تناقض ندارند؛ زیرا دو آیه از جهت مکانی تفاوت دارند؛ یعنی آن‌جایی که در سوره مبارکه سجده می‌فرماید یوم الآخرة هزار سال است، به یک موقف و مکان قیامت اشاره دارد، اما آیه دیگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است به پنجاه مکان اشاره دارد

وی به جمع‌بندی بین آیات پرداخت و افزود: در مجموع، بحث این‌گونه است که دو آیه، زمان هر روز در قیامت را هزار سال عنوان کرده‌اند، اما یک آیه پنجاه هزار سال عنوان کرده است. لسان آیات و کلمات به کار رفته در آیات هم تقریبا شبیه هم است.


مدرس حوزه علمیه مشهد مقدس در توضیح این دو آیه گفت: در نظر اولیه فرد پرسش‌کننده از خود می‌پرسد که این روز، یا هزار سال است یا پنجاه هزار سال و یکی از این دو کلام صحیح است. با مقدمه‌ای که بیان شد کاملا روشن است که باید جهت آیات را دید که جهت وحدت هست یا نیست.


نویسنده مقاله «نفاق یا شخصیت پنهان» با اشاره به این مطلب که علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند این مسئله را حل کنند، افزود: در تفسیر نمونه جلد 25 ص 17 توجیهی ارائه شده است که دو آیه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با یکدیگر تناقض ندارند؛ زیرا دو آیه از جهت مکانی تفاوت دارند؛ یعنی آن‌جایی که در سوره مبارکه سجده می‌فرماید یوم الآخرة هزار سال است، به یک موقف و مکان قیامت اشاره دارد، اما آیه دیگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است، به پنجاه مکان اشاره دارد.


وی با اشاره به روایتی در این باب عنوان داشت: روایت داریم که فردای قیامت هر انسانی باید پنجاه موقف را بگذراند. در واقع باید در پنجاه ایستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. این توجیهی است که در تفسیر نمونه آمده است و نویسنده تفسیر نمونه در این توجیه تنها به روایت اشاره کرده‌اند و دلیل دیگری بیان نکرده است.


وی در ادامه این گفت‌وگو به بیان اقوال دیگر مفسران هم‌چون علامه طباطبایی، آیت‌الله سبحانی و دیگران می‌پردازد.


این گفت‌وگو ادامه دارد ... .



































عنوان‌های خبری




































دسترسی موضوعی به اخبار

< id=obj2 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=131 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj2" width="131" height="80"
quality="High" menu="false">






شعب داخلی
























خوزستان
خراسان رضوی
منطقه شمال غرب کشور
فارس
مرکزی
مازندران
کرمان
قم
سیستان و بلو‌چستان
همدان
خراسان جنوبی






شعب خارجی
















منطقه بالکان
جمهوری آذربایجان
ترکیه
افغانستان
لبنان
سوریه
قرقیزستان






شعب سازمانی




موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث






خدمات






























جستجوی پیشرفته
پیوندها
پیشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسیرقرآن مقام معظم رهبری
سیری در حقایق وحی
ثبت نام خبرنگاران افتخاری
دو هفته نامه رایحه
متن کامل قرآن کریم
نوای قرآن
FLASH احادیث روز

< id=obj5 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=130 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj5" width="130" height="70"
quality="High" menu="false">

< id=obj5 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=130 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj5" width="130" height="70"
quality="High" menu="false">

باسمه تعالی


عزیزان ایکنا که زحمت مصاحبه و گزارش آن را متحمل شدند ان شاءالله سعیشان مشکور اما در متن گزارش شده اشتباهات املائی و نگارشی  وجود دارد که گاه مخل معناست .مانند کلمه "موهم تناقض"که در گزارش موهن به تناقض"آمده است.


 


 

¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + ادامه گفتگو2

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:27 عصر






سیری در آیات متناقض‌نمای قرآن کریم / 2
علما از راه وحدت در زمان و مکان به دنبال رفع آیات موهن تناقض هستند

گروه اندیشه: در باب آیات موهن تناقض، باید جهت آیات را دید که جهت وحدت هست یا نیست. علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند این مسائل را حل کنند.







حجت‌الاسلام والمسلمین ابراهیم یعقوبیان، مدرس حوزه

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، حجت‌الاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان» در بخش قبلی سخنان خود، با بیان مفاهیمی از عظمت قرآن کریم به بررسی مقدماتی برای ورود به مسئله تناقض در آیات پرداخت و در این بخش با دسته‌بندی علوم حصولی و حضوری و انشعابات آن‌ها، بحث را به بررسی انواع تباین در مفاهیم کلی تصورات کشاند. اما در ادامه این گفت‌وگو، ایشان به بررسی این‌گونه مسائل در تصدیقات می‌پردازد تا این‌که بحث اصلی خود را در قالب آیات بیان کند.
بخش قبلی را این‌جا بخوانید


اینک ادامه این گفت‌وگو تقدیم حضورتان می‌شود.


مدرس حوزه علمیه مشهد در ادامه این گفت‌وگو تعریفی از قضیه ارائه داد و گفت: القضیة قول یحتمل الصدق و الکذب. در فارسی قضیه همان گزاره است. گزاره‌ها دو نوع هستند که یکی گزاره انشایی و دیگری گزاره اخباری است که مورد بحث ما گزاره اخباری است. در قضایا هم بحثی به نام تناقض وجود دارد. در مبحث تناقض در قضایا گفته‌اند که در تناقض، دو جمله وجود دارند که از صدق یکی کذب دیگری حاصل می‌شود و عکس آن هم صادق است؛ یعنی زمانی‌که یک قضیه را صادق بدانید، حتما دیگری کاذب خواهد شد.


نویسنده کتاب «سهوالنبی(ص)» در ادامه به مسئله شروط هشت‌گانه در بحث تناقض اشاره کرد و گفت: نکته بسیار مهمی که در بحث تناقض قابل تأمل است، این است که برای وجود تناقض بین دو قضیه باید هشت شرط لحاظ شود؛ مانند واحد بودن شرط، یکی بودن زمان و مکان شرط، از حیث قوه و فعل سنجیده شود و دیگر شروط.


وی با ارائه مثالی در این رابطه، گفت: مثلا اگر گفتند «زید مجتهد است» و بعد هم گفتند «زید مجتهد نیست»، در این‌جا شنوده می‌گوید که یکی از این کلام‌ها صحیح است یا زید مجتهد است یا مجتهد نیست. شنوده این برداشت را بدون رعایت آن شروط عنوان می‌کند. در صورتی که اگر هشت شرط مورد بحث را رعایت نکند، خواهد دید که این دو قضیه اصلا با هم تناقضی ندارند؛ زیرا زید مجتهد بالقوه است و مجتهد بالفعل نیست. پس این سخن از حالت تناقض خارج شده است.


 


¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + مصاحبه با خبرگزاری قرآنی (ایکنا)

چهارشنبه 25/2/1387 ::  ساعت 12:55 عصر















ارسال به دوستان نسخه چاپی خبر
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 10:58:10             شماره‌ خبر :250520
سیری در آیات متناقض‌نمای قرآن کریم / 1
توجه به تناقض منطقی؛ لازمه فهم آیات متناقض‌نمای قرآن کریم






حجت‌الاسلام والمسلمین ابراهیم یعقوبیان، مدرس حوزه

گروه اندیشه: سخن از آیات متناقض‌نمای قرآن کریم، منوط به دانستن بحث تناقض در مفاهیم، الفاظ، تصورات و تصدیقات است.


حجت‌الاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان» در نشستی که چندی پیش در محل خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، توسط سرویس اندیشه و علم این خبرگزاری با عنوان «سیری در آیات متناقض‌نمای قرآنی کریم» برگزار شد، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخت. وی ضمن بیان مطلب فوق گفت: قرآن کریم برای ما در آن حدی که باید، تجلی نکرده است؛ یعنی رابطه ما با قرآن کریم آن رابطه‌ای که باید باشد، نیست. قرآن کریم ادعایی دارد و آن ادعا این است که اگر کسی به بیانات این کلام الهی توجه کند، سعادت دنیا و آخرت را به دست می‌گیرد و اگر کسی از آن اعراض کند، نه تنها آخرت، بلکه دنیای او نیز از دست می‌رود؛ «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى ?124، سوره طه) (و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت زندگى تنگ خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏کنیم.)


مدرس حوزه علمیه مشهد افزود: منظور من این نیست که ما بیست‌ درصد، سی درصد یا پنجاه درصد احتمال بدهیم که این ادعا، ادعای درستی باشد، بلکه وقتی موضوع خیلی اهمیت داشته باشد، هر چقدر هم احتمالات پایین باشد، انسان به آن توجه می‌کند. ادعا، ادعایی بزرگ است؛ زیرا می‌فرماید اگر به قرآن پشت کنید دنیا و آخرتتان بر باد است و خسران خواهید دید، اگر یک درصد هم احتمال دهیم که امکان صحت این مسئله باشد، باید برویم و ببینیم حرف این قرآن چیست، آیا ادعایش درست است؛ زیرا ادعای عقلایی آن ادعایی است که قدرت شورآفرینی را داشته باشد تا مخاطب را وادار به تتبع کند.


یعقوبیان در ادامه این بحث با آوردن نمونه‌ای از این مباحث، گفت: اگر الان به ما بگویند که در فلان مکان عصای موسی(ع) را آورده‌اند که هر ساعت یک مرتبه به اژدها تبدیل می‌شود، دیگر کسی تأمل نکرده، به آن مکان می‌رود تا این واقعه را ببیند، با این وجود آیا ادعای پیامبر اسلام(ص) به اندازه ادعای عصای موسی(ع) برای ما ارزش ندارد که در ما این انگیزه را ایجاد کند تا با تدبری بیشتر به سراغ قرآن برویم.


وی با بیان این مطلب که باید با قرآن هم‌چون اکسیژن برخورد کرد، گفت: فکر می‌کنم که قرآن را باید هم‌چون اکسیژن تنفس کنیم. این جدایی از قرآن و اعراض از آن، با آن‌که برنامه بهزیستن دنیا و آخرت ماست، بسیار خطرناک است. برای نمونه در این آیه «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ...» (سوره بقرة، 121) بحث از به جا آوردن حق تلاوت قرآن است. مرحوم «دیلمی» در «ارشاد» از وجود نازنین امام صادق(ع) این موضوع را نقل کرده است که از ایشان سؤال شد: حق تلاوت قرآن چیست؟؛ یعنی ما چه رابطه‌ای با قرآن برقرار کنیم که حق تلاوتش بیان شود؟، حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «یرتلون آیاته و یتفقهون به و یعملون باحکامه و یرجون وعده و ینتهون بنواهیه و یخافون وعیده و یعتدرون بقصصه و یأتمرون باوامره ما هو و الله حفظ آیاته و درس حروفه و تلاوت سوره حفظوا حروفه و ابائوا حدوده انما هو تدبر آیاته و العمل باحکامه.»







 ابراهیم یعقوبیان:
مفاهیم کلی متباین را به انواعی تقسیم می‌کنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان، که دو قسم اول آن مربوط به این بحث نیست اما نوع سوم را بررسی می‌کنیم؛ یعنی دو مفهوم کلی که بین آن‌ها تقابل است

وی در توضیح حدیث فوق افزود: قرآن باید در متن زندگی مردم وجود داشته باشد و زمینه این حضور آن است که باید باور کنیم این قرآن حقیقتی دارد که مورد فایده است. این روایات و آیات، دعوت به تدبر در آیات قرآن است. تدبر از ماده «دبر» است؛ یعنی عاقبت‌اندیشی؛ یعنی بیاندیشیم که عاقبت این کار چه می‌شود و تفکر؛ یعنی بررسی استدلال‌های قرآن کریم، مثلا قرآن می‌فرماید در آسمان‌ها و زمین یک خدا بیشتر نیست و دلیل را هم این‌گونه می‌فرماید که: «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (سوره انبیا، 22) در این‌جا برهان «تمانع» ارائه می‌شود که اگر دو خدا در زمین باشد، آسمان و زمین از هم می‌پاشد.


نویسنده کتاب «پاسخ به شبهاتی پیرامون عصمت انبیا(ع) در قرآن کریم» اشاره‌ای به کلام امام خمینی(ره) در بیان عظمت قرآن کریم کرد و گفت: امام(ره) می‌فرماید: «بدان ای عزیز که عظمت هر کلام و کتابی یا به عظمت متکلم و کاتب آن است و یا به عظمت مقاصد و مطالب آن است و یا به عظمت نتایج یا ثمرات آن است و یا به عظمت رسول و واسطه آن است و یا به عظمت مرسل الیه و حامل آن است و یا به عظمت حامل و نگاهبان آن است و یا به عظمت شارح و مبین آن است و ...» به این اعتبار که کلام خداست، پس قرآن باید عظمت داشته باشد؛ زیرا کلام فلان آقا و مجتهد پیموده نیست، حتی کلام پیامبر(ص) هم نیست، کلام خداست و نمی‌شود بر آن ایراد وارد کرد. به اعتبار محتوا هم مانند قرآن کریم هیچ کتابی یافت نمی‌شود. محتوای قرآن همه خبر از غیب و سعادت دنیا و آخرت بشریت است، پس به اعتبار محتوا هم دارای عظمت است و باید به این کتاب توجه کرد.


نویسنده مقاله «نفاق یا شخصیت پنهان» با اشاره به این مطلب که قرآن با آن متکلم، حامل و رسول که دارد، صاحب عظمت و بزرگی است، افزود: این بزرگی در طی بیست ‌و سه سال زندگی پربرکت پیامبر(ص) کل شبه جزیزه عربستان را فرامی‌گیرد و حتی بعدها تا دل اروپا فرو می‌رود، گر چه غرب معتقد است که این اسلام اروپایی اسلامی است که با زور شمشیر وارد شده است، لیکن خود آن‌ها هم می‌دانند دروغ می‌گویند، بلکه معارف عمیق این کتاب است که دل‌ها را فتح می‌کند و در آن‌ها می‌نشیند.


وی بعد از بیان این مقدمه در رابطه با عظمت این کتاب به بررسی آیات موهن به تناقض در قرآن کریم پرداخت و گفت: هر کس به انگیزه‌ای سراغ قرآن کریم می‌رود. در این میان افرادی هستند که با انگیزه‌ای سو به سمت قرآن می‌روند تا مفاهیمی که به ظن آن‌ها خلاف است به دست آورند و علیه خود این کلام مبارک به کار بندند.


مدرس حوزه علمیه مشهد مقدس، با ارائه مقدمه‌ای در


¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + ادامه مصاحبه

چهارشنبه 25/2/1387 ::  ساعت 12:36 عصر

مدرس حوزه علمیه مشهد مقدس، با ارائه مقدمه‌ای در باب معنای تناقض، گفت: علم را به دو دسته حصولی و حضوری تقسیم می‌کنند. علم حضوری آن علمی است که خود معلوم پیش عالم حاضر است؛ مثلا کسی که تب کرده، این حرارت در بدن را نزد خود حاضر می‌بیند و این علم حضوری است که او نسبت به آن تب دارد. همین فرد یک هفته بعد که از این تب فارغ شد، صورتی از این تب در ذهن خود دارد که این صورت ذهنی او، علم حصولی است. به عبارتی دیگر، علومی که با واسطه‌ در اختیار ما هستند، از نوع علم حصولی هستند.


مدرس مکتب جامعةالرضویة در ادامه سخنانش به تقسیم‌بندی علم حصولی و توضیح در این‌باره پرداخت و گفت: علم حصولی گاهی اوقات تصحیح و اذعان نسبت به یک رابطه است، مثلا این‌که حسن نشست، ما نسبت به این امور تصدیق داریم. اما زمانی مفاهیمی داریم که نسبتی در آن نیست، مثلا آسمان آبی، این دسته را علم حصولی تصوری می‌گوییم. در واقع تصور، مفاهیم کلی و جزئی است که در ذهن ما می‌آید.







 نویسنده کتب «سهوالنبی»:
زمانی بین دو مفهوم کلی «تساوی» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه این دو تساوی است؛ زیرا هر انسانی ناطق و هر ناطقی انسان است. گاهی اوقات در هیچ مصداقی بین دو مفهوم کلی ارتباط برقرار نیست که به این نمونه «تباین» می‌گویند

وی در ادامه به بیان رابطه میان مفاهیم پرداخت و تأکید کرد: زمانی بین دو مفهوم کلی، رابطه «تساوی» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه این دو تساوی است؛ زیرا هر انسانی ناطق و هر ناطقی انسان است. گاهی اوقات در هیچ مصداقی بین دو مفهوم کلی ارتباطی برقرار نیست که به این نمونه «تباین» می‌گویند؛ مثلا سنگ و درخت؛ یعنی هیچ سنگی درخت نیست و هیچ درختی هم سنگ نیست، به عبارتی بین این‌ها تباین وجود دارد. دو وجه دیگر هم عام و خاص مطلق و من وجه هست که مربوط به بحث ما نمی‌شود.


وی در ادامه سخنانش به تقسیم‌بندی مفاهیم کلی متباین پرداخت و گفت: مفاهیم کلی متباین را به انواعی تقسیم می‌کنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان که دو قسم اول آن مربوط به این بحث نیست، اما نوع سوم را بررسی می‌کنیم؛ یعنی دو مفهوم کلی که بین آن‌ها تقابل است.


نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» به بررسی اقسام مفاهیم کلی متقابل پرداخت و تصریح کرد: یک قسم از آن تقابل سلب و ایجاب است که ما از آن به تقابل متناقضین یا نقیضین تعبیر می‌کنیم. در واقع دو مفهوم کلی که با هم تباین دارند و تباینشان از قسم تقابل است و آن هم تقابل سلب و ایجاب یا تقابل متناقضین هستند. این‌ها هیچ‌وقت هر دو در یک شیء جمع نمی‌شوند و از یک شیء هم هر دو مرتفع نمی‌شوند. مثلا نمی‌توان یک شیء را یافت که نه انسان باشد و نه لا انسان، این تقابل متناقض است، به تعبیری لایجتمعان و لایرتفعان هستند.


نویسنده کتاب «سهوالنبی(ص)» افزود: نوع دیگری از تباین است که از آن تعبیر به تضاد می‌شود؛ یعنی دو مفهوم کلی که لایجتمعان اما و قد یرتفعان هستند؛ یعنی دو تا با هم جمع نمی‌شوند، اما ممکن است هر دو با هم در یک شیء نباشند؛ مثلا سیاهی و سفیدی. نمی‌شود یک شیء هم سفید باشد و هم سیاه، پس جمع نمی‌شوند، اما ممکن است که نه سفید باشد و نه سیاه، پس رفع می‌شوند. اما تقابل تضایف و دیگر شقوق، مربوط به بحث ما نیست و از آن می‌گذریم.


در مجموع یعقوبیان در این بخش از سخنان خود با بیان مفاهیمی از عظمت قرآن کریم به بررسی مقدماتی برای ورود به مسئله تناقض در آیات پرداخت و در این بخش با دسته‌بندی علوم حصولی و حضوری و انشعابات آن‌ها بحث را به بررسی انواع تباین در مفاهیم کلی تصورات کشاند. اما در ادامه این گفت‌وگو، ایشان به بررسی این‌گونه مسائل در تصدیقات می‌پردازد تا این‌که بحث اصلی خود را در قالب آیات بیان کند.


این گفت‌وگو ادامه دارد ... .


¤نویسنده: محمد واله

?  نوشته های دیگران

!   + نماز

سه‏شنبه 24/2/1387 ::  ساعت 11:16 عصر

 


نماز عروج جان


روح آدمی در نماز باید در استخدام خدا باشد و به سوی او پرواز کند .


الله اکبر


الله اکبر خطاب به جان است از سر صدق یعنی مرا دیگر با دنیا کاری نیست دنیا را به پشت سر نهادم و تو آزادی که به سوی خدا پرواز کنی .


ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست


مگر آرزوی تو نیست .پس آز آن سو نیز دعوتی است به حریم او.