نماز عروج جان
روح آدمي در نماز بايد در استخدام خدا باشد و به سوي او پرواز کند
.
الله اکبر
الله اکبر خطاب به جان است از سر صدق يعني مرا ديگر با دنيا کاري نيست دنيا را به پشت سر نهادم و تو آزادي که به سوي خدا پرواز کني
.
اي خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
مگر آرزوي تو نيست .پس آز آن سو نيز دعوتي است به حريم او
.
الله اکبر يعني اين ساعت در اختيار خودت و در استخدام خدائي ببينم چگونه پر ميکشي؟
خوب اين روح ميخواهد پرواز کند ميبيند "خيال"سرگرم صورتهائي است که حواس ظاهري در اختيار او گذاشتند."واهمه"سرگرم مشتي اصطلاحات جزئيه و جان آماده پرواز هر چه فرياد ميزند که فرصت کم است چون ابر بهار در حال گذر رها کنيد اينها را بيائييد تا آن جا که مي توانيم پرواز کنيم اما افسوس
آنها سرگرم هستند و گوش نمي دهند و
"اين چنين"
وقت نماز ميگذرد
.
و"روح "از "عروج" ميماند
.
پس تا خيال و واهمه با روح و جان هماهنگ نباشند اميد پرواز نخواهد بود
.
و جان را از سعادت عروج محروم مي نمايند
.
پس مواظب خيال و وهم باشيد
.
نجواي با حق فرصتي هميشگي نيست
.
"نجوي" در لغت به معني "پرده بر داشتن"و "پنهاني" سخن گفتن است.
نماز گاه پرده بر افتادن است
.
و تو چه عاشقي هستي که به دنبال نماز نيستي؟
افسوس اين زبان بسته عمر بار کش هوي است
.
هر سو نگريديم کسي چون تو نديديم اکنون نگرانيم که هر سو نگريديم
عزيز من
در مجلس ما خون دل است آن که به جام است هر قطره که از دل نتراويده حرام است
باشد که سخن از سر اخلاص ما مايه تدبر شود ولو دقيقه اي
.