u هم پويه گان باد

دورى تو از کسى که تو را خواهان است ، در بهره‏اى که تو را از اوست نقصان است ، و گرايشت بدان که تو را نخواهد خوار ساختن گوهر جان است . [نهج البلاغه]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 1090

:: بازديدهاي امروز :7

:: بازديدهاي ديروز :7

vدرباره خودم

هم پويه گان باد

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

فرش دل
قرآن و حديث
موج قبله نما

v لوگوي وبلاگ دوستان


!   + ادامه مصاحبه

چهارشنبه 25/2/1387 ::  ساعت 12:36 عصر

مدرس حوزه علميه مشهد مقدس، با ارائه مقدمه‌اي در باب معناي تناقض، گفت: علم را به دو دسته حصولي و حضوري تقسيم مي‌کنند. علم حضوري آن علمي است که خود معلوم پيش عالم حاضر است؛ مثلا کسي که تب کرده، اين حرارت در بدن را نزد خود حاضر مي‌بيند و اين علم حضوري است که او نسبت به آن تب دارد. همين فرد يک هفته بعد که از اين تب فارغ شد، صورتي از اين تب در ذهن خود دارد که اين صورت ذهني او، علم حصولي است. به عبارتي ديگر، علومي که با واسطه‌ در اختيار ما هستند، از نوع علم حصولي هستند.


مدرس مکتب جامعةالرضوية در ادامه سخنانش به تقسيم‌بندي علم حصولي و توضيح در اين‌باره پرداخت و گفت: علم حصولي گاهي اوقات تصحيح و اذعان نسبت به يک رابطه است، مثلا اين‌که حسن نشست، ما نسبت به اين امور تصديق داريم. اما زماني مفاهيمي داريم که نسبتي در آن نيست، مثلا آسمان آبي، اين دسته را علم حصولي تصوري مي‌گوييم. در واقع تصور، مفاهيم کلي و جزئي است که در ذهن ما مي‌آيد.







 نويسنده کتب «سهوالنبي»:
زماني بين دو مفهوم کلي «تساوي» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه اين دو تساوي است؛ زيرا هر انساني ناطق و هر ناطقي انسان است. گاهي اوقات در هيچ مصداقي بين دو مفهوم کلي ارتباط برقرار نيست که به اين نمونه «تباين» مي‌گويند

وي در ادامه به بيان رابطه ميان مفاهيم پرداخت و تأکيد کرد: زماني بين دو مفهوم کلي، رابطه «تساوي» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه اين دو تساوي است؛ زيرا هر انساني ناطق و هر ناطقي انسان است. گاهي اوقات در هيچ مصداقي بين دو مفهوم کلي ارتباطي برقرار نيست که به اين نمونه «تباين» مي‌گويند؛ مثلا سنگ و درخت؛ يعني هيچ سنگي درخت نيست و هيچ درختي هم سنگ نيست، به عبارتي بين اين‌ها تباين وجود دارد. دو وجه ديگر هم عام و خاص مطلق و من وجه هست که مربوط به بحث ما نمي‌شود.


وي در ادامه سخنانش به تقسيم‌بندي مفاهيم کلي متباين پرداخت و گفت: مفاهيم کلي متباين را به انواعي تقسيم مي‌کنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان که دو قسم اول آن مربوط به اين بحث نيست، اما نوع سوم را بررسي مي‌کنيم؛ يعني دو مفهوم کلي که بين آن‌ها تقابل است.


نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» به بررسي اقسام مفاهيم کلي متقابل پرداخت و تصريح کرد: يک قسم از آن تقابل سلب و ايجاب است که ما از آن به تقابل متناقضين يا نقيضين تعبير مي‌کنيم. در واقع دو مفهوم کلي که با هم تباين دارند و تباينشان از قسم تقابل است و آن هم تقابل سلب و ايجاب يا تقابل متناقضين هستند. اين‌ها هيچ‌وقت هر دو در يک شيء جمع نمي‌شوند و از يک شيء هم هر دو مرتفع نمي‌شوند. مثلا نمي‌توان يک شيء را يافت که نه انسان باشد و نه لا انسان، اين تقابل متناقض است، به تعبيري لايجتمعان و لايرتفعان هستند.


نويسنده کتاب «سهوالنبي(ص)» افزود: نوع ديگري از تباين است که از آن تعبير به تضاد مي‌شود؛ يعني دو مفهوم کلي که لايجتمعان اما و قد يرتفعان هستند؛ يعني دو تا با هم جمع نمي‌شوند، اما ممکن است هر دو با هم در يک شيء نباشند؛ مثلا سياهي و سفيدي. نمي‌شود يک شيء هم سفيد باشد و هم سياه، پس جمع نمي‌شوند، اما ممکن است که نه سفيد باشد و نه سياه، پس رفع مي‌شوند. اما تقابل تضايف و ديگر شقوق، مربوط به بحث ما نيست و از آن مي‌گذريم.


در مجموع يعقوبيان در اين بخش از سخنان خود با بيان مفاهيمي از عظمت قرآن کريم به بررسي مقدماتي براي ورود به مسئله تناقض در آيات پرداخت و در اين بخش با دسته‌بندي علوم حصولي و حضوري و انشعابات آن‌ها بحث را به بررسي انواع تباين در مفاهيم کلي تصورات کشاند. اما در ادامه اين گفت‌وگو، ايشان به بررسي اين‌گونه مسائل در تصديقات مي‌پردازد تا اين‌که بحث اصلي خود را در قالب آيات بيان کند.


اين گفت‌وگو ادامه دارد ... .


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران


!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ