وي گفت: براي نمونه مثالي براي اعتبار زمان بيان ميکنيم که از دو شخص ميپرسند که آيا حسن در جلسه حضور داشت يا نه؟ فرد اول پاسخ مثبت و شخص دوم پاسخي منفي ميدهد. در برداشت ابتدايي سخن اين دو شخص متناقض است، اما با لحاظ کردن شرط زمان معين ميشود که شخص اول قبل از خروج حسن داخل جلسه حضور داشته و پرسش شونده دوم بعد از خروج آن شخص داخل جلسه شده است. با لحاظ کردن شرط زمان اين تناقض به سادگي رفع ميشود.
يعقوبيان: |
روايت داريم که فرداي قيامت هر انساني بايد پنجاه موقف را بگذراند. در واقع بايد در پنجاه ايستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. |
نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» بيان کرد: پس اينگونه نيست که زماني دو گزاره را ديديم که در ظاهر با هم متناقض هستند، حکم به صحت يکي و رد ديگري کنيم، بلکه بايد ابتدا هشت شرط عنوان شده در بحث قضايا را مورد توجه قرار دهيم و بعد از آن به رد يا قبول هر کدام همت گماريم. اگر اين هشت شرط به طور واحد در بين دو گزاره رعايت نشد، بايد وجهي براي آن در نظر بگيريم.
مدرس مکتب جامعةالرضوية در ادامه سخنانش به بيان مصاديق قرآني پرداخت و گفت: حال با بيان اين مقدمه داخل در بحث قرآن کريم ميشويم تا ببينيم که در اين کتاب عظيم، آيات موهن به تناقض داريم يا آيات موهن به تناقض نداريم. اين بحث از زمان اميرالمؤمنين(ع) مطرح بوده است به گونهاي که شخصي نزد حضرت امير(ع) ميآيد و عرض ميکند که من در قرآن شک ميکنم؛ زيرا در آن آيات موهن به تناقض ميبينم. بالاخره يکي از اين آيات صحيح است و از اينجا چون ـ نعوذ بالله ـ دروغ در قرآن ميبينم، پس نميتوانم به اين قرآن اعتماد کرده و ايمان بياورم.
وي افزود: حضرت(ع) فرمودند اي کاش نبودي؛ زيرا نباشي بهتر از آن است که به قرآن شک کني. اين تأکيد حضرت امير(ع) نشاندهنده آن است اين کلام مُنزَل است و اصلا کلام پيامبر(ص) نيست که بتوان در آن خللي وارد و حتي در آن شک کرد.
وي در ادامه با اشاره به آن دسته از آياتي که در رابطه با روزهاي قيامت در مقابل روزه زميني بيان شده است، گفت: از جمله آياتي که درباره آن سخن خواهيم گفت، آيه 5 سوره مبارکه سجده است؛ «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (5)» (کار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمين اداره مىکند. آنگاه [نتيجه و گزارش آن] در روزى که مقدارش آنچنان که شما [آدميان] برمىشماريد هزار سال است به سوى او بالا مىرود.)
وي با ارائه مثالي ديگر، افزود: در سوره مبارکه معارج آيه 4 «تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ?4?» (فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مىروند.) آيه دوم مورد بحث است.
يعقوبيان با بيان اين مطلب که اين دو آيه مورد توجه همه مفسران بوده است، تأکيد کرد: آيه 47 سوره مبارکه حج؛ «وَيَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ?47?» (و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مىکنند با آنکه هرگز خدا وعدهاش را خلاف نمىکند و در حقيقت يک روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مىشمريد.) نيز از ديگر آياتي است که در اينباره بيان شده است.
مدرس حوزه علميه: |
در تفسير نمونه جلد 25 ص 17 توجيهي ارائه شده است که دو آيه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با يکديگر تناقض ندارند؛ زيرا دو آيه از جهت مکاني تفاوت دارند؛ يعني آنجايي که در سوره مبارکه سجده ميفرمايد يوم الآخرة هزار سال است، به يک موقف و مکان قيامت اشاره دارد، اما آيه ديگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است به پنجاه مکان اشاره دارد |
وي به جمعبندي بين آيات پرداخت و افزود: در مجموع، بحث اينگونه است که دو آيه، زمان هر روز در قيامت را هزار سال عنوان کردهاند، اما يک آيه پنجاه هزار سال عنوان کرده است. لسان آيات و کلمات به کار رفته در آيات هم تقريبا شبيه هم است.
مدرس حوزه علميه مشهد مقدس در توضيح اين دو آيه گفت: در نظر اوليه فرد پرسشکننده از خود ميپرسد که اين روز، يا هزار سال است يا پنجاه هزار سال و يکي از اين دو کلام صحيح است. با مقدمهاي که بيان شد کاملا روشن است که بايد جهت آيات را ديد که جهت وحدت هست يا نيست.
نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» با اشاره به اين مطلب که علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند اين مسئله را حل کنند، افزود: در تفسير نمونه جلد 25 ص 17 توجيهي ارائه شده است که دو آيه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با يکديگر تناقض ندارند؛ زيرا دو آيه از جهت مکاني تفاوت دارند؛ يعني آنجايي که در سوره مبارکه سجده ميفرمايد يوم الآخرة هزار سال است، به يک موقف و مکان قيامت اشاره دارد، اما آيه ديگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است، به پنجاه مکان اشاره دارد.
وي با اشاره به روايتي در اين باب عنوان داشت: روايت داريم که فرداي قيامت هر انساني بايد پنجاه موقف را بگذراند. در واقع بايد در پنجاه ايستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. اين توجيهي است که در تفسير نمونه آمده است و نويسنده تفسير نمونه در اين توجيه تنها به روايت اشاره کردهاند و دليل ديگري بيان نکرده است.
وي در ادامه اين گفتوگو به بيان اقوال ديگر مفسران همچون علامه طباطبايي، آيتالله سبحاني و ديگران ميپردازد.
اين گفتوگو ادامه دارد ... . |