u هم پويه گان باد

براي آدمي زشت است که عملش از دانشش کمتر باشد و کردارش به گفتارش نرسد . [امام علي عليه السلام]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 1090

:: بازديدهاي امروز :7

:: بازديدهاي ديروز :7

vدرباره خودم

هم پويه گان باد

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

فرش دل
قرآن و حديث
موج قبله نما

v لوگوي وبلاگ دوستان


!   + مصاحبه(گزاره هاي سمبوليک قرآن)

پنجشنبه 13/4/1387 ::  ساعت 5:40 عصر


























ارسال به دوستان نسخه چاپي خبر
چهارشنبه 12 تير 1387 13:44:29             شماره‌ خبر :267254
بررسي گزاره‌هاي تمثيلي در قرآن کريم/ 1
علامه «سيدشرف‌الدين» آيه 172 سوره اعراف را تمثيلي مي‌داند

گروه انديشه: علامه «سيدعبدالحسين شرف‌الدين» آيه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثيل دانسته تا ذهن به ايمان و اعتقاد نزديک شود و نيز تنوع در بيان و دليل باشد.







حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان»، مدرس حوزه علميه مشهد

حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان» در گفت‌وگو با سرويس انديشه و علم خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، به بررسي موضوع گزاره‌هاي تمثيلي (سمبليک) در قرآن کريم پرداخت و گفت: برخي از مسائل مطرح شده در قصص قرآن کريم، محل تأمل بيشتري است. به عنوان مثال مسائلي از قبيل: خلافت انسان، سجده فرشتگان، دميدن روح الهي در آدم(ع)، خلقت همسر براي آدم(ع)، اسکان در بهشت، عصيان، توبه، هبوط، درخت ممنوعه و مانند آن در داستان آدم(ع)، يا گزارش تبديل شدن عصاي موسي(ع) به اژدها در موردي و تبديل شدن آن به مار در مورد ديگر و ساير اختلاف در گزارش قصص قرآني.


مدرس حوزه علميه مشهد با بيان اين مطلب که مشهور مفسران با حفظ ظواهر و تاريخي دانستن داستان، به تجزيه و تحليل آن پرداخته و به برخي شبهات مطرح شده نيز پاسخ داده‌اند، تصريح کرد: در داستان حضرت آدم(ع) برخي با حفظ ظواهر داستان به پاسخ برخي شبهات پرداخته‌اند. برخي نيز با نوعي پنداشتن آدم(ع) تحليل ديگري ارائه کرده‌اند و بالاخره گروهي از مفسران با تمثيلي دانستن حادثه و نمادين گرفتن داستان به تحليل آن پرداخته‌اند.


نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» تفسير تمثيلي را نسبت به برخي از آيات در ميان مفسران پديده‌اي جديد ندانست و بيان کرد: اين مسئله در گذشته‌هاي دور تاريخ نيز سابقه دارد. «محمدبن جرير طبري» به نقل «مجاهد» در ذيل آيه شريفه «إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّکَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛ و [ياد کن] هنگامى را که حواريون گفتند اى عيسى پسر مريم آيا پروردگارت مى‏تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عيسى] گفت اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد.» (سوره مبارکه المائدة، آيه شريفه 112) مي‌نويسد: «گروهي گفته‌اند خداوند بر بني‌اسرائيل مائده‌اي نازل نکرد، اينان خود به چند دسته تقسيم شده‌اند؛ برخي گفته‌اند اين آيه مثلي است که خداوند براي بندگانش ذکر کرده است تا از پيامبر(ص) درخواست معجزه نکنند، مجاهد از اين گروه است. او گفته است اين مثل است و خداوند مائده‌اي نازل نکرده است.»


مدرس مکتب جامعةالرضوية در مقام بيان نمونه‌اي ديگر از اين تفسير در قرون گذشته برآمد و افزود: ابن‌کثير از عطاءبن‌رياح يا عطاءبن‌مسلم در ذيل آيه 143 از سوره مبارکه بقره؛ «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْکُرُونَ ?243?؛ آيا از [حال] کسانى که از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى، پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آن‌گاه آنان را زنده کرد. آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏کنند.» نقل کرده است: «قال ابن جريح عن عطاء قال: هذا مثلٌ يعني انها ضرب مثلٌ لا قصة وقعت»


يعقوبيان هم‌چنين مثال‌هاي ديگري را نيز در اين‌باره برشمرد و گفت: در تفسير فخر رازي از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوي ابراهيم(ع) مثال است. جارالله زمخشري در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثيل مي‌داند. او آيه امانت را نيز از همين قبيل مي‌داند. هم‌چنين «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «اين قصه به صورت تمثيل وارد شده است و درباره روش تمثيلي توضيح داده است که بهترين شيوه تأويل در اين قصه تمثيل است.»







 يعقوبيان:
در تفسير فخر رازي از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوي ابراهيم(ع) مثال است. جارالله زمخشري در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثيل مي‌داند. او آيه امانت را نيز از همين قبيل مي‌داند. هم‌چنين «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «اين قصه به صورت تمثيل وارد شده است و درباره روش تمثيلي توضيح داده است که بهترين شيوه تأويل در اين قصه تمثيل است.»

نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» در ادامه نظر «سيدعبدالحسين شرف‌الدين» را بيان و تأکيد کرد: سيدشرف‌الدين درباره آيه اخذ ميثاق؛ «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ?172?؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت که آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.» مي‌گويد: «اين آيه به صورت تمثيل است تا ذهن را به ايمان و اعتقاد نزديک کند و نيز تنوع در بيان و دليل است.»


يعقوبيان در پاسخ به اين سؤال که اولين بار اين نظريه از سوي چه شخصي بيان شد؟، گفت: «محمد احمد خلف‌الله» نظريه تمثيل را به عنوان يک تئوري در تفسير قصه‌هاي قرآن کريم براي نخستين بار مطرح کرد. او که رساله دکتراي خويش را با عنوان «الفن القصصي في القرآن الکريم» ارائه کرده بود، با اعتراض‌ها و رديه‌هاي فراواني مواجه شد و رساله او بدين جهت مورد قبول هيئت علمي قرار نگرفت.


مدرس حوزه علميه مشهد با اشاره به اين مطلب که «خلف‌الله» داستا‌ن‌هاي قرآني را به سه نوع؛ تاريخي، تمثيلي و اسطوره‌اي تقسيم مي‌کند و به بيان نمونه‌هايي از هر کدام در قرآن کريم مي‌پردازد، اظهار کرد: به نظر وي داستان تاريخي، داستاني است که محور آن شخصيت‌هاي تاريخي؛ مانند انبيا(ع) هستند. وي هدف از بيان اين نوع داستان‌ها را در قرآن کريم، ذکر حقايق تاريخي صحيح نمي‌داند. دليل وي بر اين نظريه وجود نکات ادبي و هنري در آيات و تأثير خاص آن‌ها در عواطف و احساسات شنوندگان و اختلاف‌هاي موجود در آيات در نوع تبيين برخي داستان‌هاست.


وي با اشاره به اين مطلب که نوع دوم داستان‌هاي قرآني به نظر خلف‌الله داستان‌هاي تمثيلي است، افزود: به نظر خلف‌الله اين‌ها قصص تخيلي و فرضي هستند که براي بيان، در روشن‌سازي مطالب ديگري که مقصود اصلي مؤلف يا گوينده است به کار مي‌روند، در نتيجه ضرورتي ندارد که اين داستان‌ها حاکي از رويدادهاي واقعي باشد. البته تفاوت اين قسم از قسم سابق در آن است که داستا‌ن‌هاي سابق (تاريخي) در ذهن مردم وجود دارد و قرآن کريم همان قصص را نقل مي‌فرمايد تا آنان پيامبر(ص) را تکذيب نکنند. اما قصص تمثيلي، داستان‌هايي فرضي هستند که مردم از آن‌ها اطلاعي ندارند.


يعقوبيان در توضيح نوع سوم اين تقسيم‌بندي اين‌گونه سخن گفت: به زعم خلف‌الله، نوع سوم داستان‌هاي قرآني، قصص اسطوره‌اي است که در آن به امور فرضي و خيالي صرف اشاره شده است که هيچ بهره‌اي از واقعيت ندارد. عبارت خلف‌الله چنين است: «... احدانا مفروضية او متخيلة و قد تناول القرآن هذا اللون من الاحداث و عرضه العرض الذي تتحقق به االاغراض المرادة من القص.» چنان‌چه ملاحضه مي‌کنيد، گرچه او داستان‌هاي قرآن را به سه نوع تقسيم مي‌کند، ليکن نگرش اسطوره‌اي خود را به نوع سوم محدود نمي‌کند، بلکه به هر سه نوع سرايت مي‌دهد. حتي نوع اول را نيز مخلوط با نوع اسطوره‌اي مي‌داند؛ چون مي‌گويد نوع تاريخي هم با باورهاي اسطوره‌اي متناسب است.



































عنوان‌هاي خبري




































دسترسي موضوعي به اخبار






شعب داخلي


























خوزستان
خراسان رضوي
منطقه شمال غرب کشور
فارس
مرکزي
مازندران
کرمان
قم
سيستان و بلو‌چستان
همدان
خراسان جنوبي
اصفهان






شعب خارجي
















منطقه بالکان
جمهوري آذربايجان
ترکيه
افغانستان
لبنان
سوريه
قرقيزستان






شعب سازماني




موسسه علمي فرهنگي دارالحديث






خدمات




























جستجوي پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسيرقرآن مقام معظم رهبري
سيري در حقايق وحي
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
دو هفته نامه رايحه
متن کامل قرآن کريم
نواي قرآن
FLASH احاديث روز







E-Mail: info@iqna.ir
2003 - 2006 Iranian Quran News Agency.

¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران


!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ