باسمه تعالی
از کف مرگ توان جست به هم دستی عشق
عشق در حادثه مرگ پناهیست عجب
مولوی عشق حقیقی را پایه و اساس اخلاق معرفی می کند و در دیباچه مثنوی می سراید:
هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد
و از این رو فریاد بر می آورد :
شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای دوای جمله علتهای ما
گویا عرفان متکامل بر این عقیده است که نا بهنجاریهای اخلاقی ریشه در ضعف ایمان و عشق به حضرت حق دارد بنا بر این اگر کسی بتواند شعله عشق را در درون خود بر افروزد ریشه تمام ضد ارزشهای اخلاقی را خواهد سوزاند همانگونه که فضائل اخلاقی چون نوع دوستیو سخاوت وشجاعت و.....از عشق الهی میجوشد.
بحث از عشق پیش از آنکه به عرفان مربوط باشد بحثی قرآنی و روائی است که اهل معرفت خود از این دو منبع جوشان ارتزاق کرده و وامدار دو ثقل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشند.
به دو نمونه از قرآن و روایت اکتفا می کنیم:
قرآن: اللذین آمنوا اشد حبا لله
روایه: هل الدین الا الحب؟
از این رو شاعر دل سوخته آگاه اهل بینش در ترسیم و تبیین سر حرکت حسینی و نیروی محرکی که توانست
چنین حرکتی و حماسه بی بدیل را رقم بزند از زبان سالار کربلا می نویسد:
ترکت الخلق طرا فی هواکا و ایتمت العیال لکی اراکا
فلو قطعتنی اربا فاربا فما حن الفواد الی سواکا
خانه و کاشانه را به هوای وصل تو رها کردم
خانواده ام راترک کردم
اگر مرا قطعه قطعه کنی به غیر تو رو نکنم .
من در جستجوی حیاتم :زنده کدام است بر هوشیار آنکه بمیرد به سر کوی یار
پس اگر سخن از:یا لیتنی کنت معک است و اگر کل یوم عاشورا است همین است که حیات در ترک سر و دل و هوای آن است .المنه لله که در میکده باز است. و هر سال دفتر جدید حسینی گشوده می شود تاخیر در نام نویسی شایسته حسینیان نیست.
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات.
از ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است:انا قتیل العبره قتلت مکروبا
علامه در بحار فرمود این سخن به یکی از دو معنی تواند بود:
1-یاد من سبب گریه و اشک و آه است
2-با گریه و حزن و اشک و آه کشته خواهم شد.(و کشته اشک خویشم. اما گریه بر چه کسی؟ و بر کدام مصیبت؟شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر.)
شاید عنوان بحث کمی از ساحت ادب دور باشد ولی میدانید که لفظ چون پیمانه است و معنی اندر وی بسان دانه خذ الغایات واترک المبادی و علیکم بالمتون لا بالحواشی.
و السلام
|