u هم پويه گان باد

دانش و دارايي، هر عيبي را مي پوشانند و تنگدستي و ناداني، هرگونه عيبي را آشکار مي سازند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 1090

:: بازديدهاي امروز :7

:: بازديدهاي ديروز :7

vدرباره خودم

هم پويه گان باد

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

فرش دل
قرآن و حديث
موج قبله نما

v لوگوي وبلاگ دوستان


   1   2   3      >
   [آرشيو شده ها]

!   + مصاحبه(گزاره هاي سمبوليک قرآن)

پنجشنبه 13/4/1387 ::  ساعت 5:40 عصر


























ارسال به دوستان نسخه چاپي خبر
چهارشنبه 12 تير 1387 13:44:29             شماره‌ خبر :267254
بررسي گزاره‌هاي تمثيلي در قرآن کريم/ 1
علامه «سيدشرف‌الدين» آيه 172 سوره اعراف را تمثيلي مي‌داند

گروه انديشه: علامه «سيدعبدالحسين شرف‌الدين» آيه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثيل دانسته تا ذهن به ايمان و اعتقاد نزديک شود و نيز تنوع در بيان و دليل باشد.







حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان»، مدرس حوزه علميه مشهد

حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان» در گفت‌وگو با سرويس انديشه و علم خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، به بررسي موضوع گزاره‌هاي تمثيلي (سمبليک) در قرآن کريم پرداخت و گفت: برخي از مسائل مطرح شده در قصص قرآن کريم، محل تأمل بيشتري است. به عنوان مثال مسائلي از قبيل: خلافت انسان، سجده فرشتگان، دميدن روح الهي در آدم(ع)، خلقت همسر براي آدم(ع)، اسکان در بهشت، عصيان، توبه، هبوط، درخت ممنوعه و مانند آن در داستان آدم(ع)، يا گزارش تبديل شدن عصاي موسي(ع) به اژدها در موردي و تبديل شدن آن به مار در مورد ديگر و ساير اختلاف در گزارش قصص قرآني.


مدرس حوزه علميه مشهد با بيان اين مطلب که مشهور مفسران با حفظ ظواهر و تاريخي دانستن داستان، به تجزيه و تحليل آن پرداخته و به برخي شبهات مطرح شده نيز پاسخ داده‌اند، تصريح کرد: در داستان حضرت آدم(ع) برخي با حفظ ظواهر داستان به پاسخ برخي شبهات پرداخته‌اند. برخي نيز با نوعي پنداشتن آدم(ع) تحليل ديگري ارائه کرده‌اند و بالاخره گروهي از مفسران با تمثيلي دانستن حادثه و نمادين گرفتن داستان به تحليل آن پرداخته‌اند.


نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» تفسير تمثيلي را نسبت به برخي از آيات در ميان مفسران پديده‌اي جديد ندانست و بيان کرد: اين مسئله در گذشته‌هاي دور تاريخ نيز سابقه دارد. «محمدبن جرير طبري» به نقل «مجاهد» در ذيل آيه شريفه «إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّکَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛ و [ياد کن] هنگامى را که حواريون گفتند اى عيسى پسر مريم آيا پروردگارت مى‏تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عيسى] گفت اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد.» (سوره مبارکه المائدة، آيه شريفه 112) مي‌نويسد: «گروهي گفته‌اند خداوند بر بني‌اسرائيل مائده‌اي نازل نکرد، اينان خود به چند دسته تقسيم شده‌اند؛ برخي گفته‌اند اين آيه مثلي است که خداوند براي بندگانش ذکر کرده است تا از پيامبر(ص) درخواست معجزه نکنند، مجاهد از اين گروه است. او گفته است اين مثل است و خداوند مائده‌اي نازل نکرده است.»


مدرس مکتب جامعةالرضوية در مقام بيان نمونه‌اي ديگر از اين تفسير در قرون گذشته برآمد و افزود: ابن‌کثير از عطاءبن‌رياح يا عطاءبن‌مسلم در ذيل آيه 143 از سوره مبارکه بقره؛ «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْکُرُونَ ?243?؛ آيا از [حال] کسانى که از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى، پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آن‌گاه آنان را زنده کرد. آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏کنند.» نقل کرده است: «قال ابن جريح عن عطاء قال: هذا مثلٌ يعني انها ضرب مثلٌ لا قصة وقعت»


يعقوبيان هم‌چنين مثال‌هاي ديگري را نيز در اين‌باره برشمرد و گفت: در تفسير فخر رازي از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوي ابراهيم(ع) مثال است. جارالله زمخشري در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثيل مي‌داند. او آيه امانت را نيز از همين قبيل مي‌داند. هم‌چنين «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «اين قصه به صورت تمثيل وارد شده است و درباره روش تمثيلي توضيح داده است که بهترين شيوه تأويل در اين قصه تمثيل است.»







 يعقوبيان:
در تفسير فخر رازي از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوي ابراهيم(ع) مثال است. جارالله زمخشري در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثيل مي‌داند. او آيه امانت را نيز از همين قبيل مي‌داند. هم‌چنين «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «اين قصه به صورت تمثيل وارد شده است و درباره روش تمثيلي توضيح داده است که بهترين شيوه تأويل در اين قصه تمثيل است.»

نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» در ادامه نظر «سيدعبدالحسين شرف‌الدين» را بيان و تأکيد کرد: سيدشرف‌الدين درباره آيه اخذ ميثاق؛ «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ?172?؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت که آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.» مي‌گويد: «اين آيه به صورت تمثيل است تا ذهن را به ايمان و اعتقاد نزديک کند و نيز تنوع در بيان و دليل است.»


يعقوبيان در پاسخ به اين سؤال که اولين بار اين نظريه از سوي چه شخصي بيان شد؟، گفت: «محمد احمد خلف‌الله» نظريه تمثيل را به عنوان يک تئوري در تفسير قصه‌هاي قرآن کريم براي نخستين بار مطرح کرد. او که رساله دکتراي خويش را با عنوان «الفن القصصي في القرآن الکريم» ارائه کرده بود، با اعتراض‌ها و رديه‌هاي فراواني مواجه شد و رساله او بدين جهت مورد قبول هيئت علمي قرار نگرفت.


مدرس حوزه علميه مشهد با اشاره به اين مطلب که «خلف‌الله» داستا‌ن‌هاي قرآني را به سه نوع؛ تاريخي، تمثيلي و اسطوره‌اي تقسيم مي‌کند و به بيان نمونه‌هايي از هر کدام در قرآن کريم مي‌پردازد، اظهار کرد: به نظر وي داستان تاريخي، داستاني است که محور آن شخصيت‌هاي تاريخي؛ مانند انبيا(ع) هستند. وي هدف از بيان اين نوع داستان‌ها را در قرآن کريم، ذکر حقايق تاريخي صحيح نمي‌داند. دليل وي بر اين نظريه وجود نکات ادبي و هنري در آيات و تأثير خاص آن‌ها در عواطف و احساسات شنوندگان و اختلاف‌هاي موجود در آيات در نوع تبيين برخي داستان‌هاست.


وي با اشاره به اين مطلب که نوع دوم داستان‌هاي قرآني به نظر خلف‌الله داستان‌هاي تمثيلي است، افزود: به نظر خلف‌الله اين‌ها قصص تخيلي و فرضي هستند که براي بيان، در روشن‌سازي مطالب ديگري که مقصود اصلي مؤلف يا گوينده است به کار مي‌روند، در نتيجه ضرورتي ندارد که اين داستان‌ها حاکي از رويدادهاي واقعي باشد. البته تفاوت اين قسم از قسم سابق در آن است که داستا‌ن‌هاي سابق (تاريخي) در ذهن مردم وجود دارد و قرآن کريم همان قصص را نقل مي‌فرمايد تا آنان پيامبر(ص) را تکذيب نکنند. اما قصص تمثيلي، داستان‌هايي فرضي هستند که مردم از آن‌ها اطلاعي ندارند.


يعقوبيان در توضيح نوع سوم اين تقسيم‌بندي اين‌گونه سخن گفت: به زعم خلف‌الله، نوع سوم داستان‌هاي قرآني، قصص اسطوره‌اي است که در آن به امور فرضي و خيالي صرف اشاره شده است که هيچ بهره‌اي از واقعيت ندارد. عبارت خلف‌الله چنين است: «... احدانا مفروضية او متخيلة و قد تناول القرآن هذا اللون من الاحداث و عرضه العرض الذي تتحقق به االاغراض المرادة من القص.» چنان‌چه ملاحضه مي‌کنيد، گرچه او داستان‌هاي قرآن را به سه نوع تقسيم مي‌کند، ليکن نگرش اسطوره‌اي خود را به نوع سوم محدود نمي‌کند، بلکه به هر سه نوع سرايت مي‌دهد. حتي نوع اول را نيز مخلوط با نوع اسطوره‌اي مي‌داند؛ چون مي‌گويد نوع تاريخي هم با باورهاي اسطوره‌اي متناسب است.



































عنوان‌هاي خبري




































دسترسي موضوعي به اخبار






شعب داخلي


























خوزستان
خراسان رضوي
منطقه شمال غرب کشور
فارس
مرکزي
مازندران
کرمان
قم
سيستان و بلو‌چستان
همدان
خراسان جنوبي
اصفهان






شعب خارجي
















منطقه بالکان
جمهوري آذربايجان
ترکيه
افغانستان
لبنان
سوريه
قرقيزستان






شعب سازماني




موسسه علمي فرهنگي دارالحديث






خدمات




























جستجوي پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسيرقرآن مقام معظم رهبري
سيري در حقايق وحي
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
دو هفته نامه رايحه
متن کامل قرآن کريم
نواي قرآن
FLASH احاديث روز







E-Mail: info@iqna.ir
2003 - 2006 Iranian Quran News Agency.

¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + مصاحبه با ايکنا

پنجشنبه 13/4/1387 ::  ساعت 5:38 عصر






سرويس انديشه و علم





‌ علامه «سيدشرف‌الدين» آيه 172 سوره اعراف را تمثيلي مي‌داند
گروه انديشه: علامه «سيدعبدالحسين شرف‌الدين» آيه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثيل دانسته تا ذهن به ايمان و اعتقاد نزديک شود و نيز تنوع در بيان و دليل باشد.

¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + ادامه بخش 3

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:31 عصر

وي افزود: علامه طباطبايي معتقد است در سوره سجده که مي‌فرمايد هزار سال، هزار سال فقط به زمان عروج اشاره دارد. روز قيامت زمان عروج است و عروج ملائکه هزار سال به طول مي‌انجامد. اما در سوره معارج بحث عروج نيست، بلکه بحث نزول ملائکه، مکث در زمين و عروج به آسمان است که پنجاه هزار سال طول مي‌کشد. پس نزول، مکث و عروج؛ محتوا و مضمون آيه چهارم سوره معارج است که زمان را توسعه داده و پنجاه هزار سال شده است. اما صرف عروج، هزار است که در سوره سجده بيان شده است. علامه طباطبايي در اين‌جا با تعدد در زمان و مکان خواستند اين تناقض را رفع کنند.


نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» به بيان نظر آيت‌الله معرفت در اين زمينه پرداخت و اشاره کرد: آيت‌الله معرفت در کتاب «شبهات و ردود» که هم به شبهات و هم به آيات موهن به تناقض پرداخته است در ص257اين کتاب، اين‌گونه توجيه مي‌کند که ابتدا روايتي را که بيان شد عنوان مي‌کند. اما توجيه ديگر ايشان اين است که بررسي عمل بندگان در کره زمين هزار سال به طول مي‌انجامد. اما رسيدگي همه ماسوي الله پنجاه هزار سال به طول مي‌انجامد. اما هيچ دليلي براي اين توجيه نياورده و تنها صرف يک ادعا است.


يعقوبيان نگاهي هم به نظر شهيد آيت‌الله «سيدمحمدباقر صدر» انداخت و بيان کرد: مرحوم شهيد صدر بياني دارد که در کتاب «سنت‌هاي تاريخ در قرآن» (ص 126) به اين بحث پرداخته است. ايشان در اين کتاب بين آيه 47 سوره مبارکه حج با آيه 4 تا 8 سوره مبارکه معارج به بحث نشسته است. علامه شهيد صدر مي‌گويد سوره مبارکه حج به سنت‌هاي الهي در تاريخ اشاره دارد؛ يعني زماني که به آيه نگاه مي‌کنيد مشرکين آمدند و گفتند که ما نه به تو اعتقاد داريم و نه کتاب تو را قبول داريم. با اين حال، تو ما را تهديد به عذاب مي‌‌کني.







 مدرس مکتب جامعةالرضوية:
آيت‌الله معرفت معتقد است که بررسي عمل بندگان در کره زمين هزار سال به طول مي‌انجامد. اما رسيدگي همه ماسوي الله پنجاه هزار سال به طول مي‌انجامد. اما هيچ دليلي براي اين توجيه نياورده و تنها صرف يک ادعا است

وي در ادامه افزود: خداوند متعال مي‌فرمايد که اين‌ها خيلي عجله در عذاب مي‌کنند، اما به اين‌‌ها بگو يک سرعت عادي محسوس بشري است و يک سرعت تاريخي و الهي است؛ به عبارتي يک روز حوصله خدا اندازه هزار سال شماست. پس خيلي ناراحت نباشيد؛ زيرا اگر بشر مخالف فطرت عمل کند، چه بخواهد و چه نخواهد بايد تبعاتش را بپردازد.


مدرس حوزه علميه مشهد گفت: ممکن است بشر مدتي با انحرافات جنسي جلوي ازدواج را بگيرد و بگويد ازدواج چيست؟ ما با انحرافات جنسي کار خود را حل مي‌کنيم. ممکن است زماني بشر سرپوش بر خواسته‌هاي فطري خود بگذارد و بگويد من نمي‌خواهم به دين عمل کنم، اصلا دين چيست؟ اما بدانيم که غريزه جنسي طبيعت بشر است و دين هم جزو فطرت بشر است.


وي در پايان اين بخش خاطرنشان کرد: دين يک قانون صرف نيست که هر کس دلش خواست عمل کند و هر که نخواست عمل نکند، «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»؛ يعني گرايش به دين جزو فطرت بشر است و اگر بشر با فطرت خود به مبارزه بپردازد، ممکن است چند روزي را بگذراند، اما بايد تبعات آن را هم بپردازد. تبعات آن همان عذاب قيامت و سختي در زندگي دنياست. در اين‌جاست که تعجيل در عذاب کرده و مي‌گويند اين عذاب کجاست؟ غافل از اين‌که سرعت آن‌ها با سرعت خداوند متفاوت است.


اين گفت‌وگو ادامه دارد ... .


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + ادامه گفتگو بخش 3

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:30 عصر















ارسال به دوستان نسخه چاپي خبر
سه شنبه 07 خرداد 1387 10:50:27             شماره‌ خبر :252644
سيري در آيات متناقض‌نماي قرآن کريم(3)
علامه طباطبايي با لحاظ شرط زماني، به رفع تناقض بين آيات سور «سجده» و «معارج» مي‌پردازد

گروه انديشه: علامه طباطبايي در رفع تناقض بين آيات سور مبارکه «سجده» و «معارج»، عروج ملائکه را هزار سال دانسته و نزول، مکث و عروج آن‌ها را پنجاه هزار سال مي‌داند. با اين شرط زماني ايشان به رفع تناقض بين دو آيه پرداخته است.







حجت‌الاسلام والمسلمين ابراهيم يعقوبيان، مدرس حوزه

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان» در بخش قبلي سخنان خود در رابطه با آيات متناقض‌نماي قرآن کريم به بررسي و رفع تناقض بين آياتي پرداخت که روزهاي قيامت را معادل هزار يا پنجاه هزار سال دنيا عنوان کرده‌اند و در اين باره تأکيد کرد که علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند اين مسائل را حل کنند.


اين مدرس حوزه در ادامه اين گفت‌وگو به بيان رواياتي پرداخت که مي‌توانند در رفع اين تناقض راه‌گشا باشند. وي در همين مورد گفت: از جمله، روايتي داريم که فرداي قيامت هر انساني بايد پنجاه موقف را بگذراند. در واقع بايد در پنجاه ايستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. اين توجيهي است که در تفسير نمونه آمده است و نويسنده تفسير نمونه در اين توجيه تنها به روايت اشاره کرده‌ و دليل ديگري را در اين باب بيان نکرده است.
بخش قبلي را اين‌جا بخوانيد


اينک ادامه اين گفت‌وگو تقديم حضورتان مي‌شود.


ابراهيم يعقوبيان در ادامه سخنان خود به بيان نظرات متعدد در رابطه با آيات مورد بحث پرداخت و گفت: آيت‌الله سبحاني در کتاب «منشور جاويد» (ج 9، ص 310) آورده است که روز قيامت 50 موقف دارد و هر موقف هم هزار سال به طول مي‌انجامد. در واقع ايشان هم به همين روايات استشهاد کرده است.


نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» با اشاره به اين مطلب که آيت‌الله جوادي آملي نيز در تفسير موضوعي خود با عنوان «معاد در قرآن» (ج4 ص 363) همين توجيح را آورده‌اند که ناظر به روايات است، افزود: متکلم معاصر «علي رباني گلپايگاني» نيز در «عقايد استدلالي» (ج 2 ص 260) همين توجيه را بيان کرده است؛ يعني رواياتي که اشاره به موقوف‌هاي مختلف دارند.


مدرس مکتب جامعةالرضوية در ادامه به بررسي نظر علامه طباطبايي پرداخت و اظهار کرد: علامه در «الميزان» چند توجيه دارد. اول همين توجيه را بيان کرده‌اند که ديگر مفسران بيان کردند و ما هم به نقل از آن‌ها پرداختيم. اما توجيه ديگر ايشان آن است که زمان اين دو آيه با يک‌ديگر متفاوت است و تناقضي در کار نيست.







 يعقوبيان:
مرحوم شهيد صدر بياني دارد که در کتاب «سنت‌هاي تاريخ در قرآن» (ص 126) بين آيه سور مبارکه معارج و حج به بحث نشسته‌اند. صدر مي‌گويد سوره مبارکه حج به سنت‌هاي الهي در تاريخ اشاره دارد

وي افزود: علامه طباطبايي معتقد است


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + ادامه گفتگوي 2

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:28 عصر
















وي گفت: براي نمونه مثالي براي اعتبار زمان بيان مي‌کنيم که از دو شخص مي‌پرسند که آيا حسن در جلسه حضور داشت يا نه؟ فرد اول پاسخ مثبت و شخص دوم پاسخي منفي مي‌دهد. در برداشت ابتدايي سخن اين دو شخص متناقض است، اما با لحاظ کردن شرط زمان معين مي‌شود که شخص اول قبل از خروج حسن داخل جلسه حضور داشته و پرسش شونده دوم بعد از خروج آن شخص داخل جلسه شده است. با لحاظ کردن شرط زمان اين تناقض به سادگي رفع مي‌شود.







 يعقوبيان:
روايت داريم که فرداي قيامت هر انساني بايد پنجاه موقف را بگذراند. در واقع بايد در پنجاه ايستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است.

نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» بيان کرد: پس اين‌گونه نيست که زماني دو گزاره را ديديم که در ظاهر با هم متناقض هستند، حکم به صحت يکي و رد ديگري کنيم، بلکه بايد ابتدا هشت شرط عنوان شده در بحث قضايا را مورد توجه قرار دهيم و بعد از آن به رد يا قبول هر کدام همت گماريم. اگر اين هشت شرط به طور واحد در بين دو گزاره رعايت نشد، بايد وجهي براي آن در نظر بگيريم.


مدرس مکتب جامعةالرضوية در ادامه سخنانش به بيان مصاديق قرآني پرداخت و گفت: حال با بيان اين مقدمه داخل در بحث قرآن کريم مي‌شويم تا ببينيم که در اين کتاب عظيم، آيات موهن به تناقض داريم يا آيات موهن به تناقض نداريم. اين بحث از زمان اميرالمؤمنين(ع) مطرح بوده است به گونه‌اي که شخصي نزد حضرت امير(ع) مي‌آيد و عرض مي‌کند که من در قرآن شک مي‌کنم؛ زيرا در آن آيات موهن به تناقض مي‌بينم. بالاخره يکي از اين آيات صحيح است و از اين‌جا چون ـ نعوذ بالله ـ دروغ در قرآن مي‌بينم، پس نمي‌توانم به اين قرآن اعتماد کرده و ايمان بياورم.


وي افزود: حضرت(ع) فرمودند اي کاش نبودي؛ زيرا نباشي بهتر از آن است که به قرآن شک کني. اين تأکيد حضرت امير(ع) نشان‌دهنده آن است اين کلام مُنزَل است و اصلا کلام پيامبر(ص) نيست که بتوان در آن خللي وارد و حتي در آن شک کرد.


وي در ادامه با اشاره به آن دسته از آياتي که در رابطه با روزهاي قيامت در مقابل روزه زميني بيان شده است، گفت: از جمله آياتي که درباره آن سخن خواهيم گفت، آيه 5 سوره مبارکه سجده است؛ «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (5)» (کار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمين اداره مى‏کند. آن‌گاه [نتيجه و گزارش آن] در روزى که مقدارش آن‌چنان که شما [آدميان] برمى‏شماريد هزار سال است به سوى او بالا مى‏رود.)


وي با ارائه مثالي ديگر، افزود: در سوره مبارکه معارج آيه 4 «تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ?4?» (فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند.) آيه دوم مورد بحث است.


يعقوبيان با بيان اين مطلب که اين دو آيه مورد توجه همه مفسران بوده است، تأکيد کرد: آيه 47 سوره مبارکه حج؛ «وَيَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ?47?» (و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏کنند با آن‌که هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى‌کند و در حقيقت يک روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آن‌چه مى‏شمريد.) نيز از ديگر آياتي است که در اين‌باره بيان شده است.







 مدرس حوزه علميه:
در تفسير نمونه جلد 25 ص 17 توجيهي ارائه شده است که دو آيه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با يکديگر تناقض ندارند؛ زيرا دو آيه از جهت مکاني تفاوت دارند؛ يعني آن‌جايي که در سوره مبارکه سجده مي‌فرمايد يوم الآخرة هزار سال است، به يک موقف و مکان قيامت اشاره دارد، اما آيه ديگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است به پنجاه مکان اشاره دارد

وي به جمع‌بندي بين آيات پرداخت و افزود: در مجموع، بحث اين‌گونه است که دو آيه، زمان هر روز در قيامت را هزار سال عنوان کرده‌اند، اما يک آيه پنجاه هزار سال عنوان کرده است. لسان آيات و کلمات به کار رفته در آيات هم تقريبا شبيه هم است.


مدرس حوزه علميه مشهد مقدس در توضيح اين دو آيه گفت: در نظر اوليه فرد پرسش‌کننده از خود مي‌پرسد که اين روز، يا هزار سال است يا پنجاه هزار سال و يکي از اين دو کلام صحيح است. با مقدمه‌اي که بيان شد کاملا روشن است که بايد جهت آيات را ديد که جهت وحدت هست يا نيست.


نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» با اشاره به اين مطلب که علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند اين مسئله را حل کنند، افزود: در تفسير نمونه جلد 25 ص 17 توجيهي ارائه شده است که دو آيه 5 سوره مبارکه سجده و 4 سوره مبارکه معارج با يکديگر تناقض ندارند؛ زيرا دو آيه از جهت مکاني تفاوت دارند؛ يعني آن‌جايي که در سوره مبارکه سجده مي‌فرمايد يوم الآخرة هزار سال است، به يک موقف و مکان قيامت اشاره دارد، اما آيه ديگر که پنجاه هزار سال هر روز را عنوان کرده است، به پنجاه مکان اشاره دارد.


وي با اشاره به روايتي در اين باب عنوان داشت: روايت داريم که فرداي قيامت هر انساني بايد پنجاه موقف را بگذراند. در واقع بايد در پنجاه ايستگاه حساب و کتاب پس دهد و هر دادگاه هزار سال است. اين توجيهي است که در تفسير نمونه آمده است و نويسنده تفسير نمونه در اين توجيه تنها به روايت اشاره کرده‌اند و دليل ديگري بيان نکرده است.


وي در ادامه اين گفت‌وگو به بيان اقوال ديگر مفسران هم‌چون علامه طباطبايي، آيت‌الله سبحاني و ديگران مي‌پردازد.


اين گفت‌وگو ادامه دارد ... .



































عنوان‌هاي خبري




































دسترسي موضوعي به اخبار

< id=obj2 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=131 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj2" width="131" height="80"
quality="High" menu="false">






شعب داخلي
























خوزستان
خراسان رضوي
منطقه شمال غرب کشور
فارس
مرکزي
مازندران
کرمان
قم
سيستان و بلو‌چستان
همدان
خراسان جنوبي






شعب خارجي
















منطقه بالکان
جمهوري آذربايجان
ترکيه
افغانستان
لبنان
سوريه
قرقيزستان






شعب سازماني




موسسه علمي فرهنگي دارالحديث






خدمات






























جستجوي پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسيرقرآن مقام معظم رهبري
سيري در حقايق وحي
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
دو هفته نامه رايحه
متن کامل قرآن کريم
نواي قرآن
FLASH احاديث روز

< id=obj5 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=130 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj5" width="130" height="70"
quality="High" menu="false">

< id=obj5 style="BORDER-RIGHT: #999999 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #999999 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #999999 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #999999 1px solid" codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=80 width=130 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000>
pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer"
type="application/x-shockwave-flash" name="obj5" width="130" height="70"
quality="High" menu="false">

باسمه تعالي


عزيزان ايکنا که زحمت مصاحبه و گزارش آن را متحمل شدند ان شاءالله سعيشان مشکور اما در متن گزارش شده اشتباهات املائي و نگارشي  وجود دارد که گاه مخل معناست .مانند کلمه "موهم تناقض"که در گزارش موهن به تناقض"آمده است.


 


 

¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + ادامه گفتگو2

سه‏شنبه 7/3/1387 ::  ساعت 2:27 عصر






سيري در آيات متناقض‌نماي قرآن کريم / 2
علما از راه وحدت در زمان و مکان به دنبال رفع آيات موهن تناقض هستند

گروه انديشه: در باب آيات موهن تناقض، بايد جهت آيات را ديد که جهت وحدت هست يا نيست. علما از راه وحدت در زمان و مکان خواستند اين مسائل را حل کنند.







حجت‌الاسلام والمسلمين ابراهيم يعقوبيان، مدرس حوزه

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان» در بخش قبلي سخنان خود، با بيان مفاهيمي از عظمت قرآن کريم به بررسي مقدماتي براي ورود به مسئله تناقض در آيات پرداخت و در اين بخش با دسته‌بندي علوم حصولي و حضوري و انشعابات آن‌ها، بحث را به بررسي انواع تباين در مفاهيم کلي تصورات کشاند. اما در ادامه اين گفت‌وگو، ايشان به بررسي اين‌گونه مسائل در تصديقات مي‌پردازد تا اين‌که بحث اصلي خود را در قالب آيات بيان کند.
بخش قبلي را اين‌جا بخوانيد


اينک ادامه اين گفت‌وگو تقديم حضورتان مي‌شود.


مدرس حوزه علميه مشهد در ادامه اين گفت‌وگو تعريفي از قضيه ارائه داد و گفت: القضية قول يحتمل الصدق و الکذب. در فارسي قضيه همان گزاره است. گزاره‌ها دو نوع هستند که يکي گزاره انشايي و ديگري گزاره اخباري است که مورد بحث ما گزاره اخباري است. در قضايا هم بحثي به نام تناقض وجود دارد. در مبحث تناقض در قضايا گفته‌اند که در تناقض، دو جمله وجود دارند که از صدق يکي کذب ديگري حاصل مي‌شود و عکس آن هم صادق است؛ يعني زماني‌که يک قضيه را صادق بدانيد، حتما ديگري کاذب خواهد شد.


نويسنده کتاب «سهوالنبي(ص)» در ادامه به مسئله شروط هشت‌گانه در بحث تناقض اشاره کرد و گفت: نکته بسيار مهمي که در بحث تناقض قابل تأمل است، اين است که براي وجود تناقض بين دو قضيه بايد هشت شرط لحاظ شود؛ مانند واحد بودن شرط، يکي بودن زمان و مکان شرط، از حيث قوه و فعل سنجيده شود و ديگر شروط.


وي با ارائه مثالي در اين رابطه، گفت: مثلا اگر گفتند «زيد مجتهد است» و بعد هم گفتند «زيد مجتهد نيست»، در اين‌جا شنوده مي‌گويد که يکي از اين کلام‌ها صحيح است يا زيد مجتهد است يا مجتهد نيست. شنوده اين برداشت را بدون رعايت آن شروط عنوان مي‌کند. در صورتي که اگر هشت شرط مورد بحث را رعايت نکند، خواهد ديد که اين دو قضيه اصلا با هم تناقضي ندارند؛ زيرا زيد مجتهد بالقوه است و مجتهد بالفعل نيست. پس اين سخن از حالت تناقض خارج شده است.


 


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + مصاحبه با خبرگزاري قرآني (ايکنا)

چهارشنبه 25/2/1387 ::  ساعت 12:55 عصر















ارسال به دوستان نسخه چاپي خبر
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 10:58:10             شماره‌ خبر :250520
سيري در آيات متناقض‌نماي قرآن کريم / 1
توجه به تناقض منطقي؛ لازمه فهم آيات متناقض‌نماي قرآن کريم






حجت‌الاسلام والمسلمين ابراهيم يعقوبيان، مدرس حوزه

گروه انديشه: سخن از آيات متناقض‌نماي قرآن کريم، منوط به دانستن بحث تناقض در مفاهيم، الفاظ، تصورات و تصديقات است.


حجت‌الاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان» در نشستي که چندي پيش در محل خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، توسط سرويس انديشه و علم اين خبرگزاري با عنوان «سيري در آيات متناقض‌نماي قرآني کريم» برگزار شد، به بررسي ابعاد مختلف اين موضوع پرداخت. وي ضمن بيان مطلب فوق گفت: قرآن کريم براي ما در آن حدي که بايد، تجلي نکرده است؛ يعني رابطه ما با قرآن کريم آن رابطه‌اي که بايد باشد، نيست. قرآن کريم ادعايي دارد و آن ادعا اين است که اگر کسي به بيانات اين کلام الهي توجه کند، سعادت دنيا و آخرت را به دست مي‌گيرد و اگر کسي از آن اعراض کند، نه تنها آخرت، بلکه دنياي او نيز از دست مي‌رود؛ «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ?124، سوره طه) (و هر کس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت زندگى تنگ خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‏کنيم.)


مدرس حوزه علميه مشهد افزود: منظور من اين نيست که ما بيست‌ درصد، سي درصد يا پنجاه درصد احتمال بدهيم که اين ادعا، ادعاي درستي باشد، بلکه وقتي موضوع خيلي اهميت داشته باشد، هر چقدر هم احتمالات پايين باشد، انسان به آن توجه مي‌کند. ادعا، ادعايي بزرگ است؛ زيرا مي‌فرمايد اگر به قرآن پشت کنيد دنيا و آخرتتان بر باد است و خسران خواهيد ديد، اگر يک درصد هم احتمال دهيم که امکان صحت اين مسئله باشد، بايد برويم و ببينيم حرف اين قرآن چيست، آيا ادعايش درست است؛ زيرا ادعاي عقلايي آن ادعايي است که قدرت شورآفريني را داشته باشد تا مخاطب را وادار به تتبع کند.


يعقوبيان در ادامه اين بحث با آوردن نمونه‌اي از اين مباحث، گفت: اگر الان به ما بگويند که در فلان مکان عصاي موسي(ع) را آورده‌اند که هر ساعت يک مرتبه به اژدها تبديل مي‌شود، ديگر کسي تأمل نکرده، به آن مکان مي‌رود تا اين واقعه را ببيند، با اين وجود آيا ادعاي پيامبر اسلام(ص) به اندازه ادعاي عصاي موسي(ع) براي ما ارزش ندارد که در ما اين انگيزه را ايجاد کند تا با تدبري بيشتر به سراغ قرآن برويم.


وي با بيان اين مطلب که بايد با قرآن هم‌چون اکسيژن برخورد کرد، گفت: فکر مي‌کنم که قرآن را بايد هم‌چون اکسيژن تنفس کنيم. اين جدايي از قرآن و اعراض از آن، با آن‌که برنامه بهزيستن دنيا و آخرت ماست، بسيار خطرناک است. براي نمونه در اين آيه «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ...» (سوره بقرة، 121) بحث از به جا آوردن حق تلاوت قرآن است. مرحوم «ديلمي» در «ارشاد» از وجود نازنين امام صادق(ع) اين موضوع را نقل کرده است که از ايشان سؤال شد: حق تلاوت قرآن چيست؟؛ يعني ما چه رابطه‌اي با قرآن برقرار کنيم که حق تلاوتش بيان شود؟، حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحکامه و يرجون وعده و ينتهون بنواهيه و يخافون وعيده و يعتدرون بقصصه و يأتمرون باوامره ما هو و الله حفظ آياته و درس حروفه و تلاوت سوره حفظوا حروفه و ابائوا حدوده انما هو تدبر آياته و العمل باحکامه.»







 ابراهيم يعقوبيان:
مفاهيم کلي متباين را به انواعي تقسيم مي‌کنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان، که دو قسم اول آن مربوط به اين بحث نيست اما نوع سوم را بررسي مي‌کنيم؛ يعني دو مفهوم کلي که بين آن‌ها تقابل است

وي در توضيح حديث فوق افزود: قرآن بايد در متن زندگي مردم وجود داشته باشد و زمينه اين حضور آن است که بايد باور کنيم اين قرآن حقيقتي دارد که مورد فايده است. اين روايات و آيات، دعوت به تدبر در آيات قرآن است. تدبر از ماده «دبر» است؛ يعني عاقبت‌انديشي؛ يعني بيانديشيم که عاقبت اين کار چه مي‌شود و تفکر؛ يعني بررسي استدلال‌هاي قرآن کريم، مثلا قرآن مي‌فرمايد در آسمان‌ها و زمين يک خدا بيشتر نيست و دليل را هم اين‌گونه مي‌فرمايد که: «لَوْ کَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (سوره انبيا، 22) در اين‌جا برهان «تمانع» ارائه مي‌شود که اگر دو خدا در زمين باشد، آسمان و زمين از هم مي‌پاشد.


نويسنده کتاب «پاسخ به شبهاتي پيرامون عصمت انبيا(ع) در قرآن کريم» اشاره‌اي به کلام امام خميني(ره) در بيان عظمت قرآن کريم کرد و گفت: امام(ره) مي‌فرمايد: «بدان اي عزيز که عظمت هر کلام و کتابي يا به عظمت متکلم و کاتب آن است و يا به عظمت مقاصد و مطالب آن است و يا به عظمت نتايج يا ثمرات آن است و يا به عظمت رسول و واسطه آن است و يا به عظمت مرسل اليه و حامل آن است و يا به عظمت حامل و نگاهبان آن است و يا به عظمت شارح و مبين آن است و ...» به اين اعتبار که کلام خداست، پس قرآن بايد عظمت داشته باشد؛ زيرا کلام فلان آقا و مجتهد پيموده نيست، حتي کلام پيامبر(ص) هم نيست، کلام خداست و نمي‌شود بر آن ايراد وارد کرد. به اعتبار محتوا هم مانند قرآن کريم هيچ کتابي يافت نمي‌شود. محتواي قرآن همه خبر از غيب و سعادت دنيا و آخرت بشريت است، پس به اعتبار محتوا هم داراي عظمت است و بايد به اين کتاب توجه کرد.


نويسنده مقاله «نفاق يا شخصيت پنهان» با اشاره به اين مطلب که قرآن با آن متکلم، حامل و رسول که دارد، صاحب عظمت و بزرگي است، افزود: اين بزرگي در طي بيست ‌و سه سال زندگي پربرکت پيامبر(ص) کل شبه جزيزه عربستان را فرامي‌گيرد و حتي بعدها تا دل اروپا فرو مي‌رود، گر چه غرب معتقد است که اين اسلام اروپايي اسلامي است که با زور شمشير وارد شده است، ليکن خود آن‌ها هم مي‌دانند دروغ مي‌گويند، بلکه معارف عميق اين کتاب است که دل‌ها را فتح مي‌کند و در آن‌ها مي‌نشيند.


وي بعد از بيان اين مقدمه در رابطه با عظمت اين کتاب به بررسي آيات موهن به تناقض در قرآن کريم پرداخت و گفت: هر کس به انگيزه‌اي سراغ قرآن کريم مي‌رود. در اين ميان افرادي هستند که با انگيزه‌اي سو به سمت قرآن مي‌روند تا مفاهيمي که به ظن آن‌ها خلاف است به دست آورند و عليه خود اين کلام مبارک به کار بندند.


مدرس حوزه علميه مشهد مقدس، با ارائه مقدمه‌اي در


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + ادامه مصاحبه

چهارشنبه 25/2/1387 ::  ساعت 12:36 عصر

مدرس حوزه علميه مشهد مقدس، با ارائه مقدمه‌اي در باب معناي تناقض، گفت: علم را به دو دسته حصولي و حضوري تقسيم مي‌کنند. علم حضوري آن علمي است که خود معلوم پيش عالم حاضر است؛ مثلا کسي که تب کرده، اين حرارت در بدن را نزد خود حاضر مي‌بيند و اين علم حضوري است که او نسبت به آن تب دارد. همين فرد يک هفته بعد که از اين تب فارغ شد، صورتي از اين تب در ذهن خود دارد که اين صورت ذهني او، علم حصولي است. به عبارتي ديگر، علومي که با واسطه‌ در اختيار ما هستند، از نوع علم حصولي هستند.


مدرس مکتب جامعةالرضوية در ادامه سخنانش به تقسيم‌بندي علم حصولي و توضيح در اين‌باره پرداخت و گفت: علم حصولي گاهي اوقات تصحيح و اذعان نسبت به يک رابطه است، مثلا اين‌که حسن نشست، ما نسبت به اين امور تصديق داريم. اما زماني مفاهيمي داريم که نسبتي در آن نيست، مثلا آسمان آبي، اين دسته را علم حصولي تصوري مي‌گوييم. در واقع تصور، مفاهيم کلي و جزئي است که در ذهن ما مي‌آيد.







 نويسنده کتب «سهوالنبي»:
زماني بين دو مفهوم کلي «تساوي» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه اين دو تساوي است؛ زيرا هر انساني ناطق و هر ناطقي انسان است. گاهي اوقات در هيچ مصداقي بين دو مفهوم کلي ارتباط برقرار نيست که به اين نمونه «تباين» مي‌گويند

وي در ادامه به بيان رابطه ميان مفاهيم پرداخت و تأکيد کرد: زماني بين دو مفهوم کلي، رابطه «تساوي» است، مثلا انسان و ناطق، رابطه اين دو تساوي است؛ زيرا هر انساني ناطق و هر ناطقي انسان است. گاهي اوقات در هيچ مصداقي بين دو مفهوم کلي ارتباطي برقرار نيست که به اين نمونه «تباين» مي‌گويند؛ مثلا سنگ و درخت؛ يعني هيچ سنگي درخت نيست و هيچ درختي هم سنگ نيست، به عبارتي بين اين‌ها تباين وجود دارد. دو وجه ديگر هم عام و خاص مطلق و من وجه هست که مربوط به بحث ما نمي‌شود.


وي در ادامه سخنانش به تقسيم‌بندي مفاهيم کلي متباين پرداخت و گفت: مفاهيم کلي متباين را به انواعي تقسيم مي‌کنند؛ متماثلان، متخالفان و متقابلان که دو قسم اول آن مربوط به اين بحث نيست، اما نوع سوم را بررسي مي‌کنيم؛ يعني دو مفهوم کلي که بين آن‌ها تقابل است.


نويسنده کتاب «مدرسه نامرئي» به بررسي اقسام مفاهيم کلي متقابل پرداخت و تصريح کرد: يک قسم از آن تقابل سلب و ايجاب است که ما از آن به تقابل متناقضين يا نقيضين تعبير مي‌کنيم. در واقع دو مفهوم کلي که با هم تباين دارند و تباينشان از قسم تقابل است و آن هم تقابل سلب و ايجاب يا تقابل متناقضين هستند. اين‌ها هيچ‌وقت هر دو در يک شيء جمع نمي‌شوند و از يک شيء هم هر دو مرتفع نمي‌شوند. مثلا نمي‌توان يک شيء را يافت که نه انسان باشد و نه لا انسان، اين تقابل متناقض است، به تعبيري لايجتمعان و لايرتفعان هستند.


نويسنده کتاب «سهوالنبي(ص)» افزود: نوع ديگري از تباين است که از آن تعبير به تضاد مي‌شود؛ يعني دو مفهوم کلي که لايجتمعان اما و قد يرتفعان هستند؛ يعني دو تا با هم جمع نمي‌شوند، اما ممکن است هر دو با هم در يک شيء نباشند؛ مثلا سياهي و سفيدي. نمي‌شود يک شيء هم سفيد باشد و هم سياه، پس جمع نمي‌شوند، اما ممکن است که نه سفيد باشد و نه سياه، پس رفع مي‌شوند. اما تقابل تضايف و ديگر شقوق، مربوط به بحث ما نيست و از آن مي‌گذريم.


در مجموع يعقوبيان در اين بخش از سخنان خود با بيان مفاهيمي از عظمت قرآن کريم به بررسي مقدماتي براي ورود به مسئله تناقض در آيات پرداخت و در اين بخش با دسته‌بندي علوم حصولي و حضوري و انشعابات آن‌ها بحث را به بررسي انواع تباين در مفاهيم کلي تصورات کشاند. اما در ادامه اين گفت‌وگو، ايشان به بررسي اين‌گونه مسائل در تصديقات مي‌پردازد تا اين‌که بحث اصلي خود را در قالب آيات بيان کند.


اين گفت‌وگو ادامه دارد ... .


¤نويسنده: محمد واله

?  نوشته هاي ديگران

!   + نماز

سه‏شنبه 24/2/1387 ::  ساعت 11:16 عصر

 


نماز عروج جان


روح آدمي در نماز بايد در استخدام خدا باشد و به سوي او پرواز کند .


الله اکبر


الله اکبر خطاب به جان است از سر صدق يعني مرا ديگر با دنيا کاري نيست دنيا را به پشت سر نهادم و تو آزادي که به سوي خدا پرواز کني .


اي خوش آن روز