استاد سلام عليكم. عجب شعري بود. البته بوي نفس شيخ ابراهيم رو ميده. امشب برام دعا كن.
نذار نويد حيف بشه. اينم شعري كه روز سوم شعبان امسال به قلمم جاري شد.
آمد حسين و فطرس دل بال و پر گرفت
بر شاخسار ياس علي گل ثمر گرفت
چشم محمد از قدم نورسيده گل
سبقت ز شمس و مشتري و صد قمر گرفت
هيئت به هيئت آمده از آسمان ملک
بهر طواف طفل که مولا به بر گرفت
چون ديد شور و شوق ملائک سؤال کرد
فطرس که پر شکسته ز مولا خبر گرفت
فطرس اسير بود و چو شد زائر حسين
هم آبرو ز حضرت و هم شاهپر گرفت
بوسيد مصطفي دو لب و زير گردنش
اشکي ز شوق و اشک غمي را ز سر گرفت
طوبا به شيعيان و محبين حضرتش
زيرا حسين تاج شفاعت به سر گرفت
اين بوي سيب از دل نازکخيال ماست
همچون گِلي که از گُلِ مولا اثر گرفت
داغ زيارتش به دل، اما برات را
ما هيئتيم هر که ز مولا اگر گرفت
در بند وزن و قافيه بودم كه اين قلم
اين شعر ناب را ز طريقي دگر گرفت
***
اينم مال شب ميلاد قمر منير بني هاشم عليه السلام
شير خداي را پسر آمد در اين سحر
نخل ولاي را ثمر آمد در اين سحر
صلِّ علي محمد و بر آل پاک او
شمسِ حسين را قمر آمد در اين سحر