گروه اندیشه: علامه «سیدعبدالحسین شرفالدین» آیه 172 سوره مبارکه اعراف را به صورت تمثیل دانسته تا ذهن به ایمان و اعتقاد نزدیک شود و نیز تنوع در بیان و دلیل باشد.
|
حجتالاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان»، مدرس حوزه علمیه مشهد |
حجتالاسلام و المسلمین «ابراهیم یعقوبیان» در گفتوگو با سرویس اندیشه و علم خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، به بررسی موضوع گزارههای تمثیلی (سمبلیک) در قرآن کریم پرداخت و گفت: برخی از مسائل مطرح شده در قصص قرآن کریم، محل تأمل بیشتری است. به عنوان مثال مسائلی از قبیل: خلافت انسان، سجده فرشتگان، دمیدن روح الهی در آدم(ع)، خلقت همسر برای آدم(ع)، اسکان در بهشت، عصیان، توبه، هبوط، درخت ممنوعه و مانند آن در داستان آدم(ع)، یا گزارش تبدیل شدن عصای موسی(ع) به اژدها در موردی و تبدیل شدن آن به مار در مورد دیگر و سایر اختلاف در گزارش قصص قرآنی.
مدرس حوزه علمیه مشهد با بیان این مطلب که مشهور مفسران با حفظ ظواهر و تاریخی دانستن داستان، به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و به برخی شبهات مطرح شده نیز پاسخ دادهاند، تصریح کرد: در داستان حضرت آدم(ع) برخی با حفظ ظواهر داستان به پاسخ برخی شبهات پرداختهاند. برخی نیز با نوعی پنداشتن آدم(ع) تحلیل دیگری ارائه کردهاند و بالاخره گروهی از مفسران با تمثیلی دانستن حادثه و نمادین گرفتن داستان به تحلیل آن پرداختهاند.
نویسنده کتاب «مدرسه نامرئی» تفسیر تمثیلی را نسبت به برخی از آیات در میان مفسران پدیدهای جدید ندانست و بیان کرد: این مسئله در گذشتههای دور تاریخ نیز سابقه دارد. «محمدبن جریر طبری» به نقل «مجاهد» در ذیل آیه شریفه «إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَن یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ و [یاد کن] هنگامى را که حواریون گفتند اى عیسى پسر مریم آیا پروردگارت مىتواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عیسى] گفت اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.» (سوره مبارکه المائدة، آیه شریفه 112) مینویسد: «گروهی گفتهاند خداوند بر بنیاسرائیل مائدهای نازل نکرد، اینان خود به چند دسته تقسیم شدهاند؛ برخی گفتهاند این آیه مثلی است که خداوند برای بندگانش ذکر کرده است تا از پیامبر(ص) درخواست معجزه نکنند، مجاهد از این گروه است. او گفته است این مثل است و خداوند مائدهای نازل نکرده است.»
مدرس مکتب جامعةالرضویة در مقام بیان نمونهای دیگر از این تفسیر در قرون گذشته برآمد و افزود: ابنکثیر از عطاءبنریاح یا عطاءبنمسلم در ذیل آیه 143 از سوره مبارکه بقره؛ «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ ?243?؛ آیا از [حال] کسانى که از بیم مرگ از خانههاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نیافتى، پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپارید آنگاه آنان را زنده کرد. آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است، ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمىکنند.» نقل کرده است: «قال ابن جریح عن عطاء قال: هذا مثلٌ یعنی انها ضرب مثلٌ لا قصة وقعت»
یعقوبیان همچنین مثالهای دیگری را نیز در اینباره برشمرد و گفت: در تفسیر فخر رازی از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوی ابراهیم(ع) مثال است. جارالله زمخشری در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثیل میداند. او آیه امانت را نیز از همین قبیل میداند. همچنین «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «این قصه به صورت تمثیل وارد شده است و درباره روش تمثیلی توضیح داده است که بهترین شیوه تأویل در این قصه تمثیل است.»
یعقوبیان: |
در تفسیر فخر رازی از ابومسلم نقل شده است که قصه کشتن پرندگان از سوی ابراهیم(ع) مثال است. جارالله زمخشری در «کشاف» قصه مخاصمه نزد داوود(ع) را تمثیل میداند. او آیه امانت را نیز از همین قبیل میداند. همچنین «المنار» درباره قصه آدم(ع) و حوا نوشته است: «این قصه به صورت تمثیل وارد شده است و درباره روش تمثیلی توضیح داده است که بهترین شیوه تأویل در این قصه تمثیل است.» |
نویسنده مقاله «نفاق یا شخصیت پنهان» در ادامه نظر «سیدعبدالحسین شرفالدین» را بیان و تأکید کرد: سیدشرفالدین درباره آیه اخذ میثاق؛ «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ?172?؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.» میگوید: «این آیه به صورت تمثیل است تا ذهن را به ایمان و اعتقاد نزدیک کند و نیز تنوع در بیان و دلیل است.»
یعقوبیان در پاسخ به این سؤال که اولین بار این نظریه از سوی چه شخصی بیان شد؟، گفت: «محمد احمد خلفالله» نظریه تمثیل را به عنوان یک تئوری در تفسیر قصههای قرآن کریم برای نخستین بار مطرح کرد. او که رساله دکترای خویش را با عنوان «الفن القصصی فی القرآن الکریم» ارائه کرده بود، با اعتراضها و ردیههای فراوانی مواجه شد و رساله او بدین جهت مورد قبول هیئت علمی قرار نگرفت.
مدرس حوزه علمیه مشهد با اشاره به این مطلب که «خلفالله» داستانهای قرآنی را به سه نوع؛ تاریخی، تمثیلی و اسطورهای تقسیم میکند و به بیان نمونههایی از هر کدام در قرآن کریم میپردازد، اظهار کرد: به نظر وی داستان تاریخی، داستانی است که محور آن شخصیتهای تاریخی؛ مانند انبیا(ع) هستند. وی هدف از بیان این نوع داستانها را در قرآن کریم، ذکر حقایق تاریخی صحیح نمیداند. دلیل وی بر این نظریه وجود نکات ادبی و هنری در آیات و تأثیر خاص آنها در عواطف و احساسات شنوندگان و اختلافهای موجود در آیات در نوع تبیین برخی داستانهاست.
وی با اشاره به این مطلب که نوع دوم داستانهای قرآنی به نظر خلفالله داستانهای تمثیلی است، افزود: به نظر خلفالله اینها قصص تخیلی و فرضی هستند که برای بیان، در روشنسازی مطالب دیگری که مقصود اصلی مؤلف یا گوینده است به کار میروند، در نتیجه ضرورتی ندارد که این داستانها حاکی از رویدادهای واقعی باشد. البته تفاوت این قسم از قسم سابق در آن است که داستانهای سابق (تاریخی) در ذهن مردم وجود دارد و قرآن کریم همان قصص را نقل میفرماید تا آنان پیامبر(ص) را تکذیب نکنند. اما قصص تمثیلی، داستانهایی فرضی هستند که مردم از آنها اطلاعی ندارند.
یعقوبیان در توضیح نوع سوم این تقسیمبندی اینگونه سخن گفت: به زعم خلفالله، نوع سوم داستانهای قرآنی، قصص اسطورهای است که در آن به امور فرضی و خیالی صرف اشاره شده است که هیچ بهرهای از واقعیت ندارد. عبارت خلفالله چنین است: «... احدانا مفروضیة او متخیلة و قد تناول القرآن هذا اللون من الاحداث و عرضه العرض الذی تتحقق به االاغراض المرادة من القص.» چنانچه ملاحضه میکنید، گرچه او داستانهای قرآن را به سه نوع تقسیم میکند، لیکن نگرش اسطورهای خود را به نوع سوم محدود نمیکند، بلکه به هر سه نوع سرایت میدهد. حتی نوع اول را نیز مخلوط با نوع اسطورهای میداند؛ چون میگوید نوع تاریخی هم با باورهای اسطورهای متناسب است. |